تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
و فرمود : هر كس شهادت بدهد كه : لا إله الا اللّه وحده لا شريك له ، خداوند او را بر آتش حرام مىگرداند . « 1 » ( 1 )

خير و بركت اسب

در تبوك ، آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله پيش اسبش به نام ظرب رفت و پارچه‌اى بر او انداخت و با رداى خود بر پشتش دست مىكشيد ! به آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله گفته شد : يا رسول اللّه ، آيا با لباس خود بر پشت اسب مىكشى ؟ ! فرمود : بله ، من ديشب را خوابيدم ، در حالى كه ملائكه از من ناراحت بودند كه چرا به پشت اسبم دست نكشيده‌ام ! و جبرئيل به من خبر داد كه هر كار نيكى كه دربارهء اسب انجام دهم ، براى من حسنه نوشته مىشود و يك سيئه از من ساقط مىشود ؟ و هر مسلمانى كه اسبى را در راه جهاد در راه خدا ببرد و خوب به او رسيدگى كند تا اسب قوّت داشته باشد ، خداوند در مقابل هر دانه‌اى كه به اين اسب مىدهد ، حسنه‌اى براى او مىنويسد و در مقابل گناهى را از او برمىدارد ! از آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله سؤال شد : كدام يك از اسب‌ها بهتر است ؟ فرمود : ادهم ، ارثم ، أقرح ، محجّل الثلاث و مطلق اليمين « 2 » پس اگر ادهم نبود ، اسب سرخى كه اين صفات را داشته باشد ، بهترين است . ( 2 ) آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : در پيشانى اسب ، تا روز قيامت خير و بركت نوشته شده است . از نسل آن محافظت كنيد و با شيههء آن مشركان را در رعب و وحشت بيندازيد . يال آن نشانهء خوبى آن است و دم بلند ، بدىها را از او دفع مىكند . قسم به آنكه جانم در دست او است ، روز قيامت شهداء در حالى كه شمشيرهايشان را بر دوش كشيده‌اند ، پيش مىآيند و از جلوى هيچ پيامبرى نمىگذرند ، مگر اينكه جاى خود را به ايشان مىدهد تا اينكه به ابراهيم خليل الرحمن مىرسند و او جاى خود را به ايشان مىدهد و آنان بر منبرهايى از نور مىنشينند و مردم به همديگر مىگويند : اينان خون خود را در راه پروردگار عالميان تقديم كردند ! و در همين حال هستند تا خداوند متعال بين بندگانش داورى كند « 3 » . ( 3 ) و هرآينه زنان مجاهدين براى كسانى كه در جهاد شركت نكرده‌اند ، همانند مادرانشان بر ايشان حرام است و اگر يكى از قاعدين نسبت به همسر يكى از مجاهدين خيانت كند ، روز قيامت نگه داشته مىشود و به مجاهد گفته مىشود : اين مرد در مورد خانواده‌ات به تو خيانت كرده است ! هرچه از ثواب‌هايش را كه
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 1015 . ( 2 ) . ادهم به معناى اسب بسيار سرخى است كه رنگش به تيرگى بزند و أرثم ، اسبى است كه لب بالايى و دماغش سفيد باشد و أقرح ، اسبى است كه صورتش در بالاى بينى سفيد باشد ، غير از پيشانى و محجّل الثلاث مطلق اليمين ، اسبى است كه در سه دست و پايش ، غير از دست راست تا جاى زانوبند ، سفيد باشد . ( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1019 - 1020 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 379 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى