تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
( 1 ) در ارشاد شيخ مفيد آمده است كه به امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : اى على ، مشتى از شن را به من بده . امير المؤمنين عليه السّلام مشتى سنگريزه را برداشت و به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله داد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله سنگريزه‌ها را به سوى بت‌ها پرتاب مىكرد و آيهء شريفه را خواند . و هيچ بتى نماند مگر آنكه واژگون شد . سپس دستور داد كه آنها را از مسجد الحرام بيرون ببرند و متلاشى كنند و به دور بريزند . « 1 » ( 2 ) واقدى با سند خود از عكرمه از ابن عباس روايت مىكند : پس از آنكه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله از طواف فارغ شد از قصواء پياده شد و معمر بن عبد اللّه بن نضلة پيش آمد و شتر را از مسجد خارج كرد . آنگاه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله متوجّه مقام ابراهيم شد كه در آن زمان به كعبه چسبيده بود . « 2 »
هامش
( 1 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 832 . و ابن هشام در ج 4 ، ص 59 از فضالة بن عمير بن ملوّح ليثى روايت مىكند كه او به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نزديك شد در حالى كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله مشغول طواف بود و مىخواست كه او را بكشد . پس از آنكه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نزديك شد ، آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله از او پرسيد : آيا فضاله هستى ؟ جواب داد : بله يا رسول اللّه . پرسيد : پيش خود چه مىگفتى ؟ جواب داد : چيزى نمىگفتم ، مشغول ذكر خدا بودم . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله لبخندى زد و فرمود : از خدايت آمرزش بخواه . سپس دست مباركش را بر سينهء فضاله گذاشت ! فضاله مىگويد : وقتى كه دست خود را برداشت ، هيچ كس در نظر من محبوب‌تر از او نبود ! البته بايد گفت كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در روز فتح طواف را به صورت سواره انجام داده ، در اين صورت برايش ممكن نبوده است كه دست بر سينهء فضاله بگذارد ، مگر اينكه بگوييم اين جريان در طواف روز ديگرى روى داده است . ( 2 ) . در خبر مربوط به نماز آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در پشت مقام ابراهيم عليه السّلام در عمرهء قضا خبرى را از كلينى نقل كرديم . كلينى در فروع كافى ، ج 4 ، ص 223 ، حديث 2 و صدوق در كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 185 ، حديث 12 با سندهاى خودشان از امام باقر عليه السّلام روايت مىكنند كه فرمود : مكانى كه حضرت ابراهيم صلّى اللّه عليه و آله مقام را در آنجا قرار داده بود ، در كنار كعبه بود . مقام در همانجا بود تا اهل جاهليت آن را به جايى كه امروزه قرار دارد ، منتقل كردند . هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مكه را فتح كرد ، آن را به مكانى برگرداند كه ابراهيم عليه السّلام آن را در آنجا قرار داده بود . سجستانى در مسند عايشه ، ص 82 ، حديث 73 از هشام بن عروه از پدرش عروة بن زبير ( از خاله‌اش عايشه ) نقل مىكند : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در كنار كعبه نماز مىخواند به طورى كه چيزى بين او و كعبه حايل نبود و ابو بكر همچنين مىكرد و عمر هم در ابتداى حكومت چنين مىكرد تا اينكه مردم را مجبور كرد كه در مقام فعلى نماز بخوانند . بيهقى در السنن الكبرى ، ج 5 ، ص 75 و أزرقى در اخبار مكه ، ج 2 ، ص 30 و همچنين فاكهى ، در اخبار مكه ج 1 ، ص 442 و ابن حجر در فتح البارى ، ج 6 ، ص 406 و ج 8 ، ص 169 و ابن كثير در تفسير ، ج 1 ، ص 384 و عبد الرزاق در المصنف ، ج 5 ، ص 48 آن را روايت كرده‌اند . تمام خبر سابق از كلينى و صدوق از امام باقر عليه السّلام چنين است : مقام در همانجا بود تا اينكه عمر به حكومت رسيد و از مردم پرسيد : كداميك از شما جاى سابق مقام را مىشناسد ؟ ! مردى گفت : من ؛ زيرا فاصلهء آن را از كعبه با بندى چرمى اندازه گرفته‌ام و آن هنوز پيش من است . عمر گفت : آن را بياور . او آن را آورد و عمر اندازه را گرفت و مقام را به اين مكان منتقل كرد . همچنين كلينى در روضهء كافى ، ص 51 خطبه‌اى را از على عليه السّلام روايت كرده است كه در آن مىفرمايد : « حاكمان قبل از من ، اعمالى را مرتكب شده‌اند كه در آنها با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مخالفت ورزيدند . آنها عمدا با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مخالفت كردند و پيمان‌شكنى كرده و راه و روش و سنّتش را دگرگونه نمودند ! و اگر مىخواستم كه مردم را به ترك اين كارها وادارم و كارها را به صورت نخست بازگردانم ، به همان صورتى كه در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بوده است ، سربازانم از اطرافم پراكنده مىشدند و تنها مىماندم . . . چه مىگوييد اگر دستور مىدادم كه مقام ابراهيم را به جايى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را در آنجا قرار داده بود ، بازگردانند . . . در اين صورت از اطرافم پراكنده مىشدند . . . » .