كُلِّ شَيْءٍ شَهِيداً » *
« 1 » ؛ بر اين زنان گناهى نيست اگر نزد پدر ، پسر ، برادر و برادرزاده و خواهرزاده ، زنان مسلمان و يا مملوكان خود بدون حجاب باشند و از خدا بترسيد كه او بر هر چيز ناظر است .
( 1 ) طبرسى از ابن عباس روايت مىكند كه : مردى از صحابه گفت : اگر رسول الله بميرد با عايشه دختر ابو بكر ازدواج مىكنم ! و مقاتل گفته است كه اين شخص ، طلحة بن عبيد الله بوده است . « 2 »
آيهء 50 مىفرمايد :
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ أَزْواجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَ ما مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ . . . »
؛ اى پيامبر ! ما همسرانى را كه مهرشان را پرداختهاى و كنيزانى كه خدا به غنيمت نصيبت كرده است و . . . را براى تو حلال كرديم .
( 2 ) قمى مىنويسد : منظور زنانى هستند كه از راه غنيمت به آن حضرت رسيدند « 3 » و آنها عبارت بودند از : جويريه دختر حارث ، بزرگ بنى المصطلق كه جنگ با آنها در سال ششم رخ داد و صفيّه دختر حيىّ بن أخطب كه در جنگ خيبر در اوايل سال هفتم به اسارت درآمد . اين اقتضا مىكند كه اين آيه حد اقل بعد از جنگ بنى المصطلق نازل شده ، زيرا در آن آمده است :
« . . . وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ . . . »
؛ . . . و زن مؤمنى كه خود را به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله هديه كند . . . و شأن نزول آن هم كه معلوم است و در جاى خود نقل خواهد شد .
آيههاى 28 و 29 ، آيههاى تخيير هستند كه مىفرمايند :
« يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها . . . »
؛ يا پيامبر ! به همسرانت بگو : « اگر طالب زندگى دنيا و زينت آن هستيد . . . »
( 3 ) قمى در سبب نزول اين دو آيه مىنويسد : هنگامى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله از غزوهء خيبر « 4 » بازگشت و بلكه در التبيان و مجمع البيان مطالبى آمده است كه دلالت مىكند كه اين دو آيه بعد از ازدواج پيامبر با ميمونه دختر حارث هلالى در آخر سال هفتم « 5 » نازل شده است كه در جاى خود دربارهء آنها بحث خواهيم كرد .
هامش
( 1 ) . التبيان ، ج 8 ، ص 358 و مجمع البيان ، ج 9 ، ص 577 و در الميزان ، ج 16 ، ص 343 خبر سدّى از الدر المنثور نقل شده است . همين خبر را از حميدى از سدّى در مورد نزول آيات فوق بعد از ازدواج آن حضرت با ام سلمه و حفصه نقل كرديم و سخن طلحة و عثمان را هم از كشف الحق ، ص 247 ، تأليف علامهء حلى ، نقل كرديم .
( 2 ) . مجمع البيان ، ج 9 ، ص 574 .
( 3 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 195 .
( 4 ) . تفسير قمى 2 : 192 .
( 5 ) . التبيان ، ج 8 ، ص 334 - 335 و مجمع البيان ، ج 9 ، ص 554 - 573 .