ابن اقتضا مىكند كه سورهء احزاب يا اين آيات در اواخر سال هشتم ، بعد از ازدواج كردن آن حضرت با ميمونه ، دختر حارث هلالية در عمرهء قضا در آخر سال هشتم نازل شده باشد .
( 1 ) و آيهء 33 سورهء احزاب كه مىفرمايد :
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً »
؛ از آياتى است كه اخبار بسيارى دربارهء آن رسيده است كه در خانهء امّ سلمه و دربارهء كسانى كه عباى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنها را فرا گرفته بود ، يعنى دربارهء على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام نازل شده است . « 1 » و در هيچ كدام از اخبار بسيارى كه دربارهء اين آيه نازل شده - با وجود اختلافى كه در الفاظ دارند - نيامده است كه حسن و يا حسين طفل شيرخواره يا بغلى بودهاند ؛ بلكه از روايات استفاده مىشود كه آنها اطفال رشد كردهاى بودند كه راه مىرفتند و ظواهر امور را درك مىكردند ؛ بنابراين نزول اين آيه در سال پنجم هجرى نبوده بلكه پس از سال هفتم بوده است .
به اين ترتيب ، بحث در مورد اين دو حادثه ؛ يعنى مخيّر گردانيدن همسران به وسيله پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و نزول آيهء تطهير را به اواخر سال هشتم وامىگذاريم . و قبل از آن ، خبر تفسير قمى را در مورد مخيّر گردانيدن همسران به وسيله پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را پس از خيبر ذكر مىكنيم ؛ چنان كه وى بر آن تصريح كرده است .
( 2 )
شهادت سعد بن معاذ
در مجمع البيان آمده است : گفتهاند وقتى جريان بنى قريظه به پايان رسيد ، زخم وارد شده بر سعد بن معاذ شكافت و براى همين رسول الله صلّى اللّه عليه و آله او را به خيمهاى كه در مسجد برپا شده بود ؛ فرستاد .
او از جابر بن عبد الله روايت كرده است : جبرئيل بر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله نازل شد و فرمود : اين بندهء صالحى كه فوت كرده كيست كه درهاى آسمان برايش گشوده شده و عرش به خاطر او به حركت در آمده است ؟ !
پس رسول الله از [ منزل ] خارج شد و ديد كه سعد بن معاذ رحلت كرده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 193 و تفسير فرات كوفى ، ص 340 - 331 و التبيان ، ج 8 ، ص 339 - 341 و مجمع البيان ، ج 8 ، ص 559 - 560 .
( 2 ) . مجمع البيان ، ج 8 ، ص 553 . و واقدى مىنويسد : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به همراه عدهاى از اصحاب بر سعد بن معاذ وارد شد و بالاى سرش نشست و سر او را در دامن گرفت و عرض كرد : خدايا ، همانا سعد در راه تو جهاد كرد و رسول تو را تصديق نمود . و آنچه را كه بر عهدهء او بود ، پس روح او را به بهترين صورتى كه ارواح خلايق را قبض مىكنى ، قبض كن .
در اين هنگام سعد چشمانش را باز كرد و گفت : سلام بر تو اى پيامبر خدا شهادت مىدهم كه تو رسالتش را تبليغ نمودى .
آنگاه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله سر او را از دامن بر زمين گذاشت و به منزل خود بازگشت .
پس از ساعتى سعد فوت كرد و جبرئيل بر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله نازل شد و فرمود : اى محمد ، اين مرد صالحى كه در ميان