ديگران را با حال خويشتن يكسان نبينم . در آن روز هر كس چنان گرفتار شأن و كار خود است ، كه به هيچ كس نتواند پرداخت . آن روز دستهاى كه اهل ايمانند رخسارشان چون صبح فروزان است ، و خندان و شادمانند ، و چهرهء گروهى ، گردآلود و پرغم و اندوه است ، و به رويشان خاك ذلّت و خجلت نشسته . بار الها ، به گاه سؤال ، كه حجتم قطع مىشود و زبانم از جوابت لال و عقل و هوشم مضطرب مىگردد ، بر من رحم فرماى . اى اميد بزرگ من ، گاه فقر و فاقهء سخت مرا از كرمت محروم مساز ، و به واسطهء جهل و نادانيم از درگاهت مران و براى نادانيم دست ردّ به سينهام منه و به اندكى صبرم لطفت را از من منع مفرماى . بلكه براى مستمنديم عطا فرما و چون نادانم رحم نما . بار الها ، اگر ببخشى ، كيست كه به بخشش از تو سزاوارتر باشد ؟ و اگر خواهى عذاب كنى آن كيست كه دادگريش در حكم ، از تو بيشتر باشد ؟ ! در دنيا بر غربتم و به هنگام مرگ بر حسرتم و در قبر به تنهاييم ، در لحد به ترس و وحشتم رحم فرماى . و آنگاه كه براى حساب به پيشگاهت آماده شوم ، بر خواريم و بر آن بيچارگيم كه در بستر بيمارى افتاده باشم و دوستانم مرا پهلو به پهلو كنند ، رحم نما ، و همواره تفضّل خود را از من مگير ؛ تا براى غسل دادن ، بهترين همسايگانم مرا غسل دهند ، و همى شفقت و رحم فرماى تا كه نزديكان و پيوستگانم اطراف جنازهام گرد آيند ، و همچنان كه مرا مىبرند ، كرم و بخششت را از من مگير تا ، بىكس و تنها به گورم وارد نشوم ، و در خانهء تازه بر غريبيم رحم نما . بار الها ، توئى كه لطف و نعم و بخشش سرشارت را بر آنان كه از تو درخواست نكرده و خداونديت را انكار كردهاند ، نيز افاضه مىكنى . پس اى آقاى من ، از تو مىخواهم و به يقين مىدانم كه آفرينش ، از آن توست ، و فرمان ، تو را و آخر جهان وجود تو را سزاست . بار الها ، تو آن كريمى كه سائل تو را خسته نمىكند ، و هيچگاه عطايى ، به تو نقص وارد نسازد و تو همچنانى كه خود فرمودهاى ، بالاتر از آن هستى ، كه مىگوييم . بار الها ، من از تو صبر جميل و گشايشى نزديك و گفتارى راست و پاداشى عظيم مىطلبم . اى خداى من ، از تو هر خيرى كه مىدانم و آنچه از خيرات كه نمىدانم « نيز » مىخواهم . هر آنچه را كه براى خود و خانواده و پدر و مادر و فرزندان و مستحفظينم ، از تو خواستهام مرحمت فرما . در معيشتم وسعت بده و مروّت ( مكنون ) مرا بدين وسيله ظاهر فرما ، و تمام حالاتم به سامان رسان و مرا از آنان قرار ده كه عمرشان دراز و عملشان را نيك ، و نعمتت را بر آنها تمام فرمودهاى ، و هم از ايشان خوشنود گشتهاى ، و به زندگانى ابدى پاك و بر جاويدانترين خوشنودى ، و ارزان و فراوانترين كرم ، و فراخترين عيش ، قرارشان دادهاى . به راستى كه تو هر چه خواهى مىكنى ، و غير تو ديگر كس هر چه بخواهد نمىتواند بكند .
پروردگارا ، مرا به ياد ويژهات تخصيص ده و آنچه را كه در طول شب و گذشت روز انجام مىدهم تا به تو نزديك شوم ، براى آوازه و از روى ريا و سمعه و مايهء به خود نازى و سركشى و ناسپاسى قرار مده ؛ بلكه مرا از فروتنان خود قرار ده . خداوندا گشايشى در روزى و امنيّتى در وطن ، و روشنى چشمى در خانواده و مال و فرزندان ، و مقامى در نعمتهاى خود كه نزد من است ، و تندرستى و نيروئى در بدن و سلامتى در دين به بندهء ناتوانت مرحمت فرماى . اى آقاى من ، اگر به جرم گناهانم بازخواست كنى ، البته به دليل عفو تو محاكمه را آغاز و طلب عفو نمايم ؛ اگر به گناه پستى و بديم بگيرى ، همانا كه به كرمت دست آرزو زنم . و اگر به آتشم درآرى ، حقّا كه دوزخيان را از محبّتم به تو آگاه سازم . الهى و سيدى ؛ اگر تو جز دوستان و فرمانبردارانت را نيامرزى ، پس گنهكاران به درگاه كى بنالند و بگريند ؟ و اگر به جز وفاداران كوى خود كسى را اكرام نكنى پس تبهكاران به پيشگاه چه كسى پناه برند . . . ؟
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 292
مساهمون: السيد محسن الأمين
ص٢٩٢