اشعار منسوب به امام زين العابدين ( ع )
نحن بنو المصطفى ذوو غصص * يجرعها فى الانام كاظمنا
عظيمة في الانام محنتنا * اولنا مبتلى و آخرنا
يفرح هذا الورى بعيدهم * و نحن أعيادنا مأتمنا
و الناس فى الا من و السرور و ما * يأمن طول الزمان خائفنا
و ما خصصنا به من الشرف الطا * ئل بين الانام آفتنا
يحكم فينا و الحكم فيه لنا * جاحدنا حقنا و غاصبنا
- ما فرزندان مصطفى همواره با غم و اندوه و ناگوارى مواجه هستيم ، آنكه از ما فروبرندهء خشم است ، در ميان مردم جام بلايا را سر مىكشد .
- رنج و مصيبت در ميان مردم سخت بزرگ و سنگين است . و اول و آخر دودمان ما بدين بلايا گرفتار و مبتلا است .
- اين مردم در عيدشان مسرور و خوشحالند ، در حالى كه عيدهاى ما مبدل به مصائب و بلايا شده است .
- مردم در آرامش و سرور غوطهورند ، در حالى كه ترسان از خاندان ما در طول زمان آرامش ندارد .
- آفت و مايهء رنج ما آن شرف و بزرگوارى فوق العادهاى است كه در بين مردم به آن ممتاز گشتهايم .
- پايمالكننده و منكر حق ما بر ما فرمانروايى مىكند ، با اينكه حكومت بر آنان به ما اختصاص دارد .
ابن شهر آشوب نيز در مناقب اشعار زير را به امام زين العابدين ( ع ) نسبت داده است :
لكم ما تدعون به غير حق * اذا ميز الصحاح من المراض
عرفتم حقنا فجحدتمونا * كما عرف السواد من البياض
كتاب اللّه شاهدنا عليكم * و قاضينا الاله فنعم قاض
- آيا زمانى كه درستيها از نادرستيها تميز داده شود ، آنچه را كه به غير حق بر خود مىبستيد به چنگ خواهيد آورد ؟ ، - همچنان كه سفيدى از سياهى شناخته شده است ، شما نيز حق ما را شناختيد . سپس در مقام انكار برآمديد .
- گواه ما بر شما كتاب خدا است و او را هم ذات اقدس اوست . پس او داورى نيكو است .
پايان