تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
پس به مقتضاى وعدهء خود توبه‌ام را بپذير ، و بر حسب ضمانت خود از گناهم درگذر و چنان كه شرط كرده‌اى محبّتت را بر من لازم گردان و شرط من با تو ، اى پروردگار من ، آن است كه به آنچه ناپسند توست ، بازنگردم ، و ضمانتم آنكه به كارى كه پيش تو نكوهيده است ، رجوع نكنم و پيمانم اين است كه از همهء معاصى تو دورى گزينم . بار الها ، نمىتوانم به توبهء خود وفا كنم مگر به نگهدارى ، و از گناهها ، خوددارى ندارم ، مگر به نيروى تو . پس مرا به نيروى كافى عصمتى مانع از گناه تعهد فرماى . بار الها ، افرادى هستند كه توبه مىكنند اما پس از مدتى دوباره به خطا و گناه خويش برمىگردند و توبه را مىشكنند . پس من به تو پناه مىبرم از آنكه مانند آنها باشم . پس توبهء مرا چنان قرار ده كه پس از آن به توبه‌اى محتاج نباشم . توبه‌اى كه موجب محو گناهان گذشته و سلامت در بقيهء ايام عمر باشد ، بار الها من از آن خاطرات دل و نگاه‌هاى چشمم و گفت‌وگوهاى زبانم كه مخالف ارادهء تو يا بيرون از حدّ محبّت تو باشد ، پيش تو چنان توبه مىكنم كه هر يك از اعضايم ، جداگانه ، از عقوبتهاى تو سالم ماند ، و از قهر و انتقام شديد و دردناكت ، كه بيدادگران از آن مىهراسند ، ايمن گردد . بار الها ، اگر پشيمانى پيش تو توبه است ، پس من پشيمان‌ترين پشيمانها ، و اگر ترك گناه تو انابه و توبه است ، پس من اوّلين توبه‌كنندگانم ؛ و اگر استغفار ، سبب ريختن گناهان است ، پس من پيش تو از مستغفرانم .

برخى از دعاهاى امام سجاد ( ع ) كه از غير صحيفهء كامله انتخاب گرديده است دعاى طولانى سحرهاى ماه رمضان

بار الها ، مرا به عقوبت خود تأديب و كيفر مفرماى . اى پروردگار من ، جز از درگاه تو خير خود را از كجا جويم و رهايى يافتن من از كجاست ؟ و چگونه توانم تلاش كردن در نجات خويش ، چون مقدور نيست ، مگر به اراده و خواست تو . نه آنكه نيكى كند ، از يارى و رحمت تو بىنياز است و نه كسى كه بر تو گستاخ شود و بدى كند و خوشنودى تو را به دست نياورد . از قبضهء اقتدار تو بيرون رود . به رحمت و عطوفت و قدرت تو ، و به علمى كه به وسيلهء پيامبرانت به من دادى تو را شناختم ، و تو مرا به سوى خويش فراخواندى و اگر در رحمت و هدايت تو دليل ما نبودى ، نمىدانستم تو كيستى . ستايش خدايى را سزد كه وقتى وى را مىخوانم ، پاسخم گويد . گرچه به هنگامى كه حضرتش مرا بخواند كندى كنم . ستايش ، خدايى را رواست كه وقتى از او مسئلت مىكنم ، به من مىبخشد ، گرچه به هنگامى كه با قرض دادن به درماندگان از من وام خواهد ، من بخل مىورزم . سپاس و ستايش خداوندى را سزاست كه هر وقت بخواهم براى رفع نيازمنديهايم بدون ميانجى با وى خلوت مىكنم و او حاجتم را برمىآورد . حمد ( و شكر همهء كائنات ) فقط ذات پاكى را سزد كه وى را بخوانم و جز او دگرى را نخوانم ، و اگر جز او كسى را بخوانم ، خواستهء مرا اجابت نكند . سپاس خدايى را سزد كه به جز او به ديگرى اميدى ندارم ، و چنانچه به غير او اميدوار باشم خلاف خواست و اميدم كند . نيايش و ستايش فقط خدا را سزد كه در تمام نيازمنديهايم مرا فقط به حضرت خود واگذار فرمود و به اين وسيله مرا گرامى داشت و به مردم وانگذاشت تا سبك و ناچيزم پندارند . سپاس پروردگارى را كه از من و همهء كائنات بىنياز است . اما بازهم با من به دوستى و عطوفت رفتار مىكند . حمد خداى را كه از گناهان من مىگذرد و همواره با من بردبارى مىكند ؛ چندان كه گويى گناهى ندارم . پس
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 289 | السيد محسن الأمين / حسين وجدانى