تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
دهكده‌هاى نزديك مانند نينوا ، غاضريه و شفيّه فرود آييم ، حرّ گفت : نه . هرگز ، من قدرت اين كار ندارم . اين مرد را به مراقبت من فرستاده‌اند . زهير بن قين گفت : اى پسر پيمبر خدا ، جنگ با اينان ، آسان‌تر از جنگ كسانى است كه پس از اين به مقابلهء با ما مىآيند . به جان خودم سوگند ، از پى اينان كه مىبينى كسانى سوى ما آيند كه ما را ياراى مقابله با آنها نخواهد بود . حسين ( ع ) گفت : من كسى نيستم كه جنگ را آغاز كنم . زهير گفت : پس سوى اين دهكده رويم و آنجا فرود آييم كه محلى است در كنار فرات و استوار . چنانچه از فرود آمدن ما در آنجا مانع شدند با آنها مىجنگيم كه جنگ با آنها آسانتر از جنگ كسانى است كه از پى آنها مىرسند . حسين ( ع ) گفت : اين چه دهكده‌اى است ؟ گفت : عقر . حسين ( ع ) گفت : خدايا از عقر به تو پناه مىبرم . زهير بن قين بار ديگر گفت ، اى فرزند رسول خدا ، بهتر است همراه ما بيايى تا به كربلا كه در كنار نهر فرات است فرود آييم ، و چنانچه دشمن نبرد را آغاز كرد با او پيكار خواهيم كرد ، و از خداوند يارى مىجوييم . در اينجا امام ( ع ) گريست . پس گفت : بار الها من از غم و اندوه كرب و بلاء به تو پناه مىبرم . سپس حسين ( ع ) رو كرد به ياران خود و پس از حمد و ثناى خدا گفت : كارها چنان شده كه مىبينيد ، دنيا تغيير يافته و به زشتى گراييده . نيكيها از ميان رفته و پيوسته بدتر شده و از آن ظرفى و معاشى ناچيز باقى مانده است ، چون چراگاهى كم‌مايه . مگر نمىبينيد كه به حق عمل نمىكنند ، و از باطل دورى نمىجويند . حقا كه مؤمن بايد به لقاى پروردگار راغب باشد كه به نظر من ، مرگ در راه خدا سعادت ، و زندگى با ستمگران جز مايهء رنج و بلا چيز ديگرى نيست . در اين وقت زهير بن قين برخاست و گفت : اى پسر پيمبر كه خداوند تو را قرين هدايت بدارد ، گفتار تو را شنيديم . چنانچه دنيا براى ما باقى بود و در آن جاويد بوديم و يارى و پشتيبانى تو موجب جدايى از دنيا بود ، قيام با تو را بر اقامت دنيا ترجيح مىداديم . سپس نافع بن هلال جملى نيز از جا برخاست و گفت : به خدا سوگند ، چنانچه با نيّت پاك و آگاهى در راه خدا كشته شويم هرگز براى ما ناگوار نخواهد بود . آن كس كه با شما دوست باشد ما هم دوستدار او خواهيم بود ، و هر كس با شما دشمنى ورزد ما نيز با وى دشمن هستيم . آنگاه برير بن خضير به سخن پرداخته ، گفت : سوگند به خداى ، اى پسر پيمبر خداوند بر ما منّت نهاده ، كه به يارى شما بياييم ، و در ركاب شما بجنگيم ، تا اعضاى بدن ما قطعه‌قطعه گردد و بدين وسيله در روز قيامت از شفاعت جدّت برخوردار شويم .

ورود امام به كربلا

امام ( ع ) پس از مقابله و تلاش بسيار برخاست و بر مركب خويش سوار شد اما به هر سو كه ارادهء رفتن مىكرد به راه ديگرى او را سوق مىدادند . تا سرانجام به سرزمين كربلا رسيد . و اين به روز پنجشنبه دوّم
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 140 | السيد محسن الأمين / حسين وجدانى