تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
شمعون ، لاوى ، دان قهاب « 1 » ، يشجر ، نفتالى ، جاد اشرفهم اينها فرزندان يعقوب ميباشند و در اين موضوع ميان مفسرين اختلافى نيست . بسيارى از مفسرين ميگويند همهء آنها پيغمبر بودند ولى طبق اصول مذهب ما نميتوان اين معنا را قبول كرد زيرا ناگفته پيدا است كه آنچه آنها نسبت بيوسف انجام دادند معصيت بود و حال آنكه يكى از اصول مذهب ما اين است كه پيغمبر بايد از معاصى و كارهاى قبيح كوچك و بزرگ معصوم و منزّه باشد در قرآن هم دليلى بر پيغمبر بودن همهء آنان وجود ندارد . و جمله
ما « أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ »
دلالت ندارد كه همه آنها پيغمبر بودند زيرا ممكن است كه نزول آيات فقط بر بعضى از آنها كه مرتكب معصيت نشده‌اند و پيغمبر بوده‌اند صورت گرفته باشد نه بر همهء آنها يعنى احتمال ميرود كه استعمال جمله
« ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ »
مثل
« ما أُنْزِلَ إِلَيْنا »
باشد . يعنى همانطورى كه نزول قرآن تنها به پيغمبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله بوده ولى چون مسلمانان مأمور بودند كه به آن عمل كنند به همه آنها نسبت داده شده است درباره « اسباط » نيز نزول آيات الهى واقعاً بر بعضى از آنها بوده ولى چون مأمور بوده‌اند كه به آن عمل نمايند بهمهء آنها نسبت داده شده است . عياشى : در تفسير خود از حنان بن سدير نقل مىكند كه به حضرت باقر عليه السلام گفتم : « آيا فرزند يعقوب عليه السلام پيغمبر بودند ؟ حضرتش فرمود : نه . پيغمبرزاده بودند و پس از اينكه از معصيت خود توبه كردند در حال سعادت از دنيا درگذشتند .
وَ ما أُوتِيَ مُوسى وَ عِيسى . . .
- و ايمان داريم به آنچه بر موسى عليه السلام و عيسى نازل شده است خداوند از اين نظر موسى عليه السلام و عيسى عليه السلام را مخصوصاً ذكر كرده است كه احتجاج بر يهود و نصارى به عمل بيايد و يهود و نصارى بدانند كه مسلمانان به آنچه
هامش
( 1 ) « قهاب » در روايت ابن اسحاق و همچنين در كتب يهود نيست و صحيح آنست كه اين نام زائد باشد زيرا با انضمام آن تعداد از دوازده تجاوز مىكند و همين طور نام آخرين اسباط « اشر » است و لفظ و « فهم » زائد است . ( شعرانى )
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 76 | الشيخ الطبرسي / ستوده / حسين نورى / محمد مفتح