شرح لغات
وَصَّى . . . - پيمان بست ، امر كرد
تفسير :
بعد از آنكه خداوند دعاى ابراهيم عليه السلام را براى فرزندانش بيان كرد و بسفاهت و جهالت كسانى كه از طريقه و شريعت ابراهيم اعراض نمودند تصريح نمود ، اهتمام ابراهيم عليه السلام را بامر دين و پيمانى كه او در وصيّت خود بفرزندانش به عمل آورد تذكر ميدهد و ميفرمايد :
وَ وَصَّى بِها . . .
- ضمير در لفاظ « بها » يا بملّت برميگردد در اين صورت مراد اين است كه او بفرزندانش دربارهء رعايت شريعت و ملت خود توصيه كرد و يا ضمير به « كلمه » برميگردد كه منظور از آن « كلمه »
« أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ »
است كه در آيهء قبل واقع گرديده است و مؤيّد اين معنى اين جمله است .
وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ . . .
« 1 » - يعنى ابراهيم تسليم در برابر خدا را در ميان ذريهء خود كلمهء باقى و هميشگى گردانيد .
بعضى گفتهاند : « ضمير بكلمهء اخلاص يعنى لا إله الا اللَّه برميگردد » .
إِبْراهِيمُ بَنِيهِ . . .
- يعنى ابراهيم بفرزندان خود توصيه كرد و علت اينكه توصيه را اختصاص بفرزندان خود داد اين بود كه محبّت و دلسوزى بيشترى نسبت بفرزندان خويش داشت و آنان نيز بقبول وصيّت وى شايستهتر بودند و گرنه اين نكته معلوم است كه او همهء مردم را باسلام دعوت ميكرد .
يعقوب فرزند اسحاق است ابن عباس ميگويد : « علّت اينكه يعقوب ناميده شد اين بود كه او و « عيص » دو قلو متولد شدند ولى هنگام تولد اول عيص به دنيا آمد و يعقوب در حالى كه « عقب » يعنى پاشنهء او را با دست خود گرفته بود متولد گرديد .
منظور از اين جمله اين است كه يعقوب نيز به دوازده فرزند خود كه « اسباط » ناميده ميشدند اين وصيت را كرد :
هامش
( 1 ) آيهء 28 سورهء زخرف