غروب آنها بوجود خداوند استدلال كرد و گفت :
« يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ »
« 1 » يعنى :
« اى گروه ! من از آنچه شما شريك خدا قرار ميدهيد بيزارم من با ايمان خالص رو بسوى خدايى آوردم كه آفرينندهء آسمانها و زمين است و من هرگز با عقيدهء مشركان موافق نخواهم بود » .
در اين هنگام تسليم درگاه خداوند گرديد . و اين موضوع البته قبل از نبوت ابراهيم بود زيرا مقام نبوت ، مقام شامخ و بلندى است كه تا تسليم در برابر خداوند تحقق پيدا نكنند ، انسان هرگز بمرحلهء نبوت نميرسد به اين ترتيب اول تسليم ، بعد از آن نبوّت تحقق پيدا كرد . به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه فرمان تسليم نسبت بابراهيم بطور الهام بود نه وحى زيرا وحى قبل از رسيدن بنبوّت هرگز صورت نميگيرد » .
2 - ابن عباس ميگويد : « اين فرمان يعنى « اسلم » هنگامى كه از « غار » بيرون آمد نسبت بابراهيم عليه السلام صادر گرديد » .
3 - بعضى گفتهاند : معناى اسلم اين است كه : « در راه اسلام ، استقامت داشته باش مثل
فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
يعنى : « در راه علم و يقين خود بتوحيد ، با استقامت و ثابت قدم باش . و اين فرمان پس از رسيدن ابراهيم بمقام نبوت صادر شد .
4 - برخى ميگويند : « معناى اسلم يعنى : دين خود را بوسيلهء توحيد ، خالص بگردان و اين فرمان در آغاز نبوت ابراهيم ، محقق گرديد و « قول ابراهيم :
أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ »
نيز به اين معنا است كه دين خود را براى پروردگار جهانيان خالص گردانيدم » .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 132 ]
وَ وَصَّى بِها إِبْراهِيمُ بَنِيهِ وَ يَعْقُوبُ يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ( 132 )
[ ترجمه ]
ابراهيم و يعقوب فرزندان خود را نسبت بتسليم در برابر خداوند توصيه كردند كه : اى فرزندان ما خدا شما را بآئين پاك برگزيد پس سعى كنيد كه از دنيا نرويد مگر در حال مسلمان بودن ( 132 )
هامش
( 1 ) آيه 78 و 79 سورهء انعام .