تبديل اين آيات باينست كه آن را تحريف يا كتمان يا تاويل و تعبير غير صحيح كنند همانطور كه اين كارها را در مورد تورات و انجيل انجام دادند و در اسلام هم بدعتگذاران و « مبتدعه » در قرآن نظير آن را مرتكب شدند .
نظم آيات گذشته
پس از بيان احكام و شرايع الهى و اينكه مردم در عمل و ترك آنها سه دستهاند :
« مؤمن ، كافر و منافق » و بيان وعد و وعيد الهى اين مطلب را به پيامبر يادآورى مىكند كه اگر مردمى به تو ايمان نميآورند نه از جهت نارسايى ادله و براهين تو است بلكه به علت ناپاكى طبيعت و آلودگى رفتار و كردار آنها است و قبل از تو نيز نظير اين مخالفت ، را با انبياء كردند و از آنها بپرس . . .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 212 ]
زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَياةُ الدُّنْيا وَ يَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ ( 212 )
[ ترجمه ]
براى آنها كه كافرند زندگى اين دنيا جلوه نموده و اهل ايمان را مسخره ميكنند ، كسانى كه پرهيز كارى كردهاند روز قيامت مقامى برتر دارند و خدا هر كه را خواهد بىحساب روزى دهد
شأن نزول
در شأن نزول اين آيه سه قول است :
1 - قول ابن عباس كه ميگويد آيه درباره ابو جهل و ديگر رؤساء قريش نازل شد كه نعمتهاى دنيا برايشان فراهم گسترده بود و تهى دستان از مؤمنين چون « عبد اللَّه بن مسعود ، عمّار ، بلال و جناب » را مسخره ميكردند و ميگفتند اگر محمّد پيغمبر بود اشراف و ثروتمندان قريش دور او را ميگرفتند .
2 - قول « مقاتل » كه معتقد است آيه درباره « عبد اللَّه بن ابى » و يارانش نازل شد كه ضعفاء مؤمنين را مسخره ميكردند .
3 - قول « عطا » كه مورد نزول آيه را رؤساء يهود از بنى قريظه و بنى نظير و بنى قينقاع ميداند كه اينان مهاجران فقير را مسخره ميكردند .