كه اگر مأمور كارى انجام دهد به كار فرما و آمر نسبت داده مىشود و آمدن آمر و عذاب خدا ، مانند آمدن خود اوست .
2 - آيات بزرگ الهى
منظور اينست آيا اين مردم در انتظار دارند كه آيات بزرگ خدا بر آنان فرود آيد و براى بيان عظمت آن آيات ، آمدن آنها تعبير به آمدن خدا شده است مثل اينكه ميگويند امير وارد شهر شد و منظور وارد شدن لشكر است .
براى بيان هول و هراسى كه مردم را فرا ميگيرد تعبير به « غمام » شد چه ، نگرانيها و ترس همچون ابر بر مردم سايه ميافكند مانند آيه كريمه
« وَ إِذا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ
كَالظُّلَلِ »
« 1 » ( وقتى كه موجى مانند كوهها آنان را فرا گرفت ) .
2 - خدا به آنچه وعده داده عمل مىكند
زجاج ميگويد : معناى اين جمله اينست كه خداوند به آنچه وعده داده از عذاب و حساب عمل مىكند و ميدهد مانند آيه كريمه :
« فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا »
« 2 » ( عذاب خدا از آنجا كه حساب نميكردند به آنها رسيد » يعنى خذلان و خوارى و عذاب را براى آنان آورد اين اقوال همه بهم نزديكاند و معناى همه يكى است و همه به اين مضمون برميگردند :
آيا اينان انتظار قيامت را دارند ؟ و اين استفهام انكارى است كه منظور نفى و انكار است و مراد اينست كه اينان به انتظار اين روز نيستند مانند آيه كريمه :
« هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ أَمْرُ رَبِّكَ »
« 3 » ( مگر جز اين انتظار دارند كه فرشتگان سوى ايشان بيايند يا فرمان پروردگارت بيايد ) .
گاهى نسبت به آمدن به چيزى داده مىشود كه بى روح است و آمد و رفت ندارد
هامش
( 1 ) آيه 32 از سوره لقمان
( 2 ) آيه 2 از سوره حشر
( 3 ) آيه 33 از سوره نحل