1 - وقتى اعراض كرد و پشت نموده ( حسن ) .
2 - هنگامى كه « عهدهدار حكومت و مقامى شد جور و ستم مىكند » ( ضحاك ) 3 - وقتى كه برگشت از آنچه اظهار ميكرد . . . - ( ابن جريح ) .
سَعى فِي الْأَرْضِ . . .
- شتاب كند در رفتن از پيش تو و بقول بعضى عمل و فعاليت كند در زمين .
لِيُفْسِدَ فِيها
- تا قطع رحم كند و خون بريزد ( ابن جريح ) و يا فسادش آشكارا كند و گناه گناه ( بقول بعضى ديگر ) .
وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ . . .
- تا اينكه كشتها و فرزندان را از بين ببرد و زهرى ميگويد مراد از « حرث » زنان و از « نسل » فرزندان مىباشد چه در جاى ديگر ميفرمايد
« نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ »
.
از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود مراد از « حرث » در اينجا « دين » است و منظور از « نسل » مردماند .
وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ . . .
- خدا فساد كنندگان و يا خود عمل فساد را دوست نميدارد از اين آيه ضمناً باطل بودن قول « جبر » استفاده مىشود زيرا خداوند ميفرمايد كه فساد را دوست نميدارد و اگر خود او فاعل زشتىها و فساد باشد بايد اراده به آنها داشته باشد و اراده همان شوق و محبت است در حالى كه خدا محبت بفساد ندارد
.
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 206 ]
وَ إِذا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ ( 206 )
[ ترجمه ]
وقتى به او گفته مىشود از خدا بترس غرور بزرگى او را بگناه واميدارد براى او جهنم كافى است كه چه بد جايگاهى است
شرح لغات :
اتق - پرهيز از اتقاء كه درخواست سلاست به چيزى است كه مانع ترس باشد و « اتقاء » از خدا پرهيز از عذاب اوست .
اخذته - مانع مىشود او را ضد عطا كردن .