او را گرفتند و او فرار كرد تا نزد رسول اكرم آمده ايمان آورد و سپس براى تبليغ اسلام بسوى قوم و قبيلهاش بازگشت ولى قبيلهاش از او دورى كردند او دوباره نزد رسول خدا آمد .
و اما صهيب ، مشركان او را از فاميلش گرفتند صهيب با مالش خود را خريد و بسوى رسول اكرم هجرت كرد .
3 - از على عليه السلام و ابن عباس نقل شده است كه مراد از آيه مردى است كه بسبب امر بمعروف و نهى از منكر كشته مىشود .
4 - « قتاده » ميگويد اين آيه درباره مهاجر و انصار نازل شده است .
« حسن » معتقد است كه اين آيه عموميت دارد و همه مجاهدان و فداكاران در راه خدا را شامل مىشود .
تفسير :
چون خداوند در آيه پيش فرموده وقتى بمنافق گفته مىشود « از خدا بترس » بزرگى و غرور او را مانع مىشود گوينده اين نوع كلمات را كه متضمن امر بمعروف و نهى از منكر است معرفى مىكند كه خود يكى از صفات مؤمن است .
كه برخى از مردم در راه كسب رضاى خدا جان خود را ميفروشد و مناسبت اينكه از فداكارى و جانبازى تعبير به « فروختن » شده اينست كه فروشنده جنس هميشه در صدد بدست آوردن پول جنس است ، فداكاران هم در فداكارى خود رضاء و خوشنودى خدا را طالبند .
وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ
- خدا به بندگان رؤوف و مهربان است و آنچه را كه آنان آرزو دارند كه در اينجا رضا و خوشنودى خدا است به آنان ميدهد
.
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 208 ]
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ( 208 )
[ ترجمه ]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، همگى در مقام تسليم درآئيد و بدنبال راههاى شيطان مرويد كه او براى شما دشمن آشكار است .