على عليه السلام و ابن عباس ) .
2 - آدم و حوا در همين نقطه گرد هم آمده يكديگر را شناختند پس از آنكه از هم جدا بودند ( ضحاك و سدى و از اصحاب ما نيز بر اين مضمون روايت شده است ) .
3 - بمناسب رفعت و بلندى اين موقف بدين اسم ناميده شده است .
4 - جبرائيل ابراهيم را مناسك و اعمال ميآموخت و او ميگفت : « عرفت عرفت » دانستم و لذا اينجا باسم « عرفات » خوانده شد . ( عطا ) .
5 - ابراهيم در شب هشتم خواب ديد كه بايد فرزندش را بكشد صبح از خواب برخاست و همه روز را فكر ميكرد كه آيا اين امر از طرف خدا است يا نه به اين مناسب روز هشتم را بنام روز « ترويه » يعنى روز شك و فكر ميخوانند .
در شب نهم دوباره همان مطلب را خواب ديد وقتى بيدار شد دانست كه امر خدا است و لذا بنام « عرفه » خوانده شد .
6 - روايت دارد كه جبرئيل به آدم در همين سرزمين گفت : « بگناهت اعتراف كن و اعمال و مناسكت ياد بگير » آدم گفت : پروردگارا ما به خود ستم كرديم
( رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا . . .
- و از اين جهت اين بيابان بنام « عرفات » شد .
مشعر الحرام - همان مزدلفه است كه چون نشان حج است و نيز نماز در آن و بيتوته و دعاء در آنجا از اعمال حج مىباشد لذا بنام « مشعر الحرام » خوانده شد و نيز « مزدلفه » اش گويند چون در آنجا دو نماز مغرب و عشاء با هم خوانده ميشده ( مزدلفه از ازدلاف به معناى جمع و قرب و نزديكى است و چون در مشعر دو نماز يك جا و با هم خوانده مىشود يا حاجيان در اين مكان مجتمع و نزديك بهم بعبادت مىپردازند و يا بسبب اجتماع آدم و حوا در اين محل ، لذا بنام « مزدلفه » ناميده شد ) .
و نيز جبرئيل به ابراهيم گفت « ازدلف الى المشعر الحرام » ( بمشعر الحرام نزديك شود ) لذا بنام « مزدلفه » شد .
منى - اين سرزمين بنام منى خوانده شده چون ابراهيم آرزو كرد در آنجا كه خدا بجاى كشتن فرزندش قربانى معيّن كند ( منى به معناى آرزو و خواهش است ) .