1 - مجاهد و قتاده و ربيع ميگويند « يعنى وسائل ارتباطى كه در دنيا ميان آنها برقرار بود قطع شود » .
2 - ابن عباس ميگويد : اسباب خويشاوندى كه بوسيلهء آن عاطفه و ترحّم نسبت بهم داشتند قطع گردد » .
3 - ابن عباس در قول ديگر ميگويد : « يعنى پيمانهاى الفت و مودّت كه با هم بسته بودند منقطع شود » .
4 - ابن زيد و سدى ميگويند « مراد اين است كه علل و اسباب اعمال و افعالى كه بوسيلهء انجام آنها با يكديگر ارتباط و تقرّب برقرار ميساختند قطع شود » .
5 - ابو على ميگويد منظور اين است كه « وسائل نجات از عذاب الهى بكلّى منقطع گردد » .
مؤلّف : ظاهر آيه احتمال همهء اين اقوال را دارد و لذا حمل آن بر عموم شايستهتر است بنا بر اين مثل اينكه فرموده است تمام اسبابى كه در دنيا بوسيلهء آنها ارتباط حاصل ميكردند از قبيل منزلت و مقام ، خويشاوندى ، دوستى ، پيمان و قسم همهء اينها از آنها قطع ميگردد و اين نهايت يأس و نوميدى است .
وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا . . .
- پيروان آنها گفتند .
لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً . . .
- اى كاش براى ما بازگشت به دنيا فراهم مىشد !
فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ . . .
- تا ما در دنيا از اين پيشوايان بيزارى مىجستيم .
كَما تَبَرَّؤُا مِنَّا . . .
- چنان كه آنها در آخرت از ما بيزارى جستند .
كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ . . .
- اين گونه خداوند كردار زشت آنها را مايهء حسرت آنان ميگرداند و در تفسير آن چند وجه است :
1 - ربيع و ابن زيد ميگويند « حسرت بر گناهانى ميخورند كه در دنيا مرتكب شدند و اين قول اختيار جبائى و بلخى نيز ميباشند » .
2 - سدى ميگويد « يعنى حسرت ميخورند كه چرا در دنيا اطاعت پروردگار نكردند و عبادات را ضايع گذاشتند » .