منافقين مانند بارانى است كه داراى چنين وصفى باشد .
4 - دو نفرى كه گرفتار شدند
ابن مسعود و جماعتى از صحابه ميگويند : دو نفر از منافقين مدينه از نزد رسول اكرم گريختند در بيابان و به آنان بارانى شديد كه در آن رعد و برق و صاعقه بود رسيد هر وقت صاعقه ميزد و بيابان روشن ميشد آنان از شدت ترس سر انگشتها را در گوشهاى خود قرار ميدادند و وقتى برق ميزد از نورش استفاده ميكردند و كمى راه ميرفتند و وقتى نميزد جايى را نميديدند .
اينان در اين حال سخت ميگفتند اى كاش ما از اين گرفتاريها نجات مييافتيم و خدمت رسول اكرم ميرفتيم و دست خود را در دستش قرار داده مسلمان ميشديم .
آنان پس از نجات يافتن از آن وضع بعهد خود وفا كردند و خدمت رسول اكرم آمده مسلمان شدند . سر گذشت اين دو نفر مثالى براى منافقان شد چه اين منافقان نيز وقتى محضر رسول اكرم ميآمدند انگشتان خود را در گوششان ميگذاشتند تا آيه و سخنى در بارهء خود نشنوند و وقتى اموال و ثروتى بدست ميآوردند ميگفتند : دين محمّد خوب است
« كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ »
.
اما هنگامى كه مالى از دست آنها ميرفت و گرفتارى بر ايشان پيش ميآيد ميگفتند اين بدبختى در اثر دين محمّد بود و مرتد ميشدند
« وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا »
« وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ »
در تفسير اين آيه اقوالى است .
1 - اصمّ - ميگويد خداوند بمنافقان عالم است و از نيّات و درون آنها با خبر و رسول خود را نيز آگاه مىكند .
2 - خدا بر آنان قادر و تواناست و آنان را از سيطره و قدرت او مفرّى نيست 3 - مجاهد ميگويد : خداوند روز قيامت جامع همه آنان است در آن عالم و معناى احاطه همين است .
4 - خداوند همه را ( پس از تمام شدن اجل ) ميميراند و احاطه به اين معنا استعمال شده است ميگويند « احاطه بفلان » يعنى به او هلاكت مرگ رسيد ، و در آيات