رعد ( كه در أو « 1 » برخورد ابرهاى مختلف است ) و برق ( آتشى كه از اصطكاك و برخورد ابرها پديد ميآيد ) باشد .
در بارهء مناسبت اين مثل ، وجوهى گفته شده است :
1 - مثال براى قرآن
ابن عباس ميگويد منظور از اين آيات تشبيه قرآن است به باران يعنى همانطور كه در باران تاريكى و رعد و برق است در قرآن نيز از نظر آزمايش و امتحانى كه براى مردم از راه تكاليف پيش ميآورد « ظلمات » است .
نهىهاى شديد قرآن و زجرهايش چون « رعد » ( كه دلها را ميلرزاند ) و روشن شدن راهها بوسيله راهنمايىهاى اين كتاب چون « برق » است .
2 - مثال براى دنيا
بعضى گفتهاند در اين آيات دنيا از نظر راحتىها و ناراحتىها و گرفتاريهايى كه در آنست به باران كه هم فائده و هم ضرر دارد شيبه شده منافقان از ضررهاى دنيوى كه ممكن است به آنها برسند پرهيز ميكنند ولى فوائدى را كه در آينده ( در اثر ايمان واقعى ) به آنها ميرسد نميخواهند .
3 - مثال براى اسلام
بعقيده برخى ديگر اين آيات مثال براى اسلام است و همانطور كه باران حيات بخش است اسلام نيز فرد و اجتماع را زنده مىكند و اسلام منافقان كه در باطن كفر بود چون تاريكيهاى باران است .
حكم جهاد اسلام چون « رعد » و اظهار اسلام آنان كه سبب حفظ خون و اموال و جواز نكاح با مسلمين وارث از آنان و امثال آن ميشد چون « برق » و عذاب در آينده نزديك يا دور كه اسلام در برابر گناه قرار داده است چون « صاعقه » است و مؤيد اين وجه است روايتى كه از امام حسن عليه السلام وارد شده است كه فرمود اسلام
هامش
( 1 ) اقوال ديگرى در باره سبب پيدايش رعد و برق نقل شده است كه به علت ضعف آن اقوال نقل نشد .