اينست كه خدا مردم را از باطنشان با خبر كرده و نور اسلام را از آنان ميگيرد .
سعيد بن جبير و محمّد بن كعب و عطا ميگويند اين آيه در بارهء يهود نازل شد چه آنان در كتاب آسمانى خود خوانده بودند كه پيامبرى ميآيد و به او ايمان آورده انتظار ظهورش را داشتند و مشركين را بيم ميدادند ولى وقتى آمد او را نپذيرفتند .
اينان همان بنى قريظه و بنى نضير و بنى قينقاع بودند كه هنگامى كه نبوّت از بنى اسرائيل منقطع شده و بعرب رسيده بود از شام بسوى يثرب آمدند اينان داخل يثرب ( مدينه ) شدند و ميگفتند : محمّد رسول خدا است و پيروان او بهترين امّتند .
مردى از بنى اسرائيل بنام عبد اللَّه بن هيبان قبل از بعثت رسول اكرم هر سال بر يهود مدينه وارد ميشد و آنان را بر اطاعت خدا و حفظ توراة و ايمان به محمّد صلى اللَّه عليه و آله وادار و تشويق ميكرد و ميگفت : وقتى محمّد ظاهر شد از دورش پراكنده نشويد و پراكندگى پديد نياوريد تا او را يارى كنيد من آرزو دارم كه او را ببينم ولى قبل از آنكه رسول اكرم طلوع كند او از دنيا رفت .
يهود از او پذيرفتند ولى پس از بعثت پيامبر موعود به او كفر ورزيدند و لذا خداوند اين مثل را براى آنان زده است .
بحث ادبى : سؤال
چرا در اين آيات جمع به مفرد تشبيه شده است يعنى منافقين يا يهود به
( الَّذِي اسْتَوْقَدَ )
كسى كه آتشى را بر افروخت .
جواب
سه وجه براى جواب از اين سؤال داده شده است از اينقرار :
1 - كلمهء « الذى » اگر چه مفرد است ولى در معنا جمع است مانند « الذى » در آيه كريمه :
« وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ »
« 1 » ( آن كسانى كه وعده بر آنها آمد و آن را تصديق كردند ) .
هامش
( 1 ) آيه 33 از سوره زمر