سپس در ديگر نمودار ميگردد و باز پس از نزديك شدن به آن بسته مىشود و به همين ترتيب خدا آنان را مسخره مىكند و مؤمنين ميخندند و از اين جهت آيه كريمه ميگويد :
« فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ »
« 1 » ( آن روز كسانى كه ايمان داشتهاند بكافران بخندند ) .
تمام وجوهى كه در اين آيه در بارهء استهزاء كه به خدا نسبت داده شده است نقل كرديم ميتوان در بارهء مكر و خدعه كه در آياتى مانند :
« وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ »
« 2 » ( آنها نيرنگ ميكردند و خدا نيرنگ ميكرد ) و
« يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ »
« 3 » ( منافقين خدا را فريب ميدهند و خدا فريب دهنده آنها است ) آمده است گفت .
« يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ »
دو معنا براى اين آيه كه خداوند چگونه آنها را كمك مىكند شده است .
معناى اول اينكه خداوند به آنها امكان و قدرت ميدهد شايد ايمان بياورند ولى آنان هم چنان به كفر و سرگردانى خود چسبيدهاند .
معناى دوم اينست كه خداوند نعمتهايى چون شرح صدر و نورانيت دل كه بمؤمنين عنايت و اعطاء مينمايد منافقان را از آنها محروم ميدارد تا هم چنان در سرگردانى و گمراهى بمانند .
« أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ »
اينان گمراهى را با دادن هدايت خريدند ابن عباس ميگويد يعنى گمراهى را گرفتند و هدايت را از دست دادند و اين دو را با هم تبديل كردند
. سؤال در اينجا سؤالى پيش ميآيد كه مبادله در صورتى است كه منافقان ايمان و هدايت داشته و آن را در مقابل گرفتن گمراهى و كفر از دست بدهند در حالى كه آنان از اوّل ايمان نياوردند و هدايت نشدند .
هامش
( 1 ) آيه 24 از سوره مطففين
( 2 ) آيه 30 از سوره انفال
( 3 ) آيه 142 از سوره نساء