قول اوّل صحيحتر است زيرا كلمهاى كه حرف اولش حذف شده مانند عده و سمه همزه وصل بر سر آن در نميآيد .
اللَّه . اسم مخصوص خدا است و سيبويه در بارهء اصل آن دو وجه بيان مىكند :
1 - الاه - بر وزن فعال كه حرف اول آن حذف و الف و لام جانشين آن شده است .
2 - لاه - بر وزن فعل كه الف و لام تعظيم بر سر آن در آمده و « اللَّه » شده است .
در اينكه كلمهء اللَّه جامد و يا مشتق است خليل ميگويد : اسمى است غير مشتق و لازم نيست كه هر اسمى مشتق باشد ، و كسانى كه آن را مشتق دانستهاند در اينكه اصل آن چيست اين وجوه را گفتهاند :
1 - مشتق از « الوهيّت » به معناى عبادت و معناى اللَّه بنا بر اين ذاتى است كه شايستهء پرستش مىباشد .
2 - مشتق از « وله » به معناى تحير ، و معنايش بنا بر اين ذاتى است كه عقلها در كنه عظمتش متحيّر و سرگردانند .
3 - از « الهت » يعنى فزع و گريه كردم و خدا كسى است كه همهء مردم در احتياجاتشان سوى او جزع و ناله ميكنند .
4 - از « الهت إليه » بسويش آرامش يافتم و معنايش اين است كه دلها با ذكر و يادش آرام مىگيرند .
5 - از ( لاه ) يعنى پوشيده شد كه او ذاتى است پوشيده از اوهام و آشكار و ظاهر با دليلها و برهانهاى عقلى .
« الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
دو اسمند كه از رحمت گرفته شده و براى مبالغهاند جز اينكه در « فعلان » ( رحمن ) مبالغهء بيشترى است از « تغلب » حكايت شده است كه بعقيده او كلمه ( رحمن ) عربى نيست باستناد آيه كريم كه در مقام استغراب و تازه بودن كلمه گفتند « رحمن » چيست ؟ ( قالوا و ما الرحمن ) ولى اين عقيده درست نيست