ابو العباس مبرو ميگويد : كلمات « تفسير و تأويل و معنى » بيك معنا هستند بعضى گفتهاند : مادهء كلمه « تفسير » ( فسر ) كنار زدن پرده است و تأويل پايان و عاقبت و بازگشت هر امرى است و كلمه « معنى » از فعل « عُنَيْتُ فُلاناً » يعنى قصد فلان چيز كردهام و ( معنى ) يعنى قصد شده مىباشد .
بعضى آن را از « عنيتُ بهذا الامر » به اين كار وادار شدم ، گرفتهاند .
از رسول اكرم صلوات اللَّه عليه و از جانشينان آن حضرت رسيده است كه : تفسير قرآن جز با آثار و روايات صحيحه جايز نيست .
عامه از رسول اكرم نقل كردهاند كه فرمود : كسى كه قرآن را برأى و فكر خودش تفسير كند حتى اگر درست هم گفته باشد باز خطا كردَه است .
آنان ميگويند جمعى از تابعين ، چون سعيد بن مسيّب و عبيده سلمانى و نافع و سالم بن عبد اللَّه و افرادى ديگر تفسير برأى را در قرآن دوست نداشتند .
آنچه ميتوان در اين باره گفت اين است كه : خداوند مردم را به فهم و استنباط معانى قرآن دعوت كرده و راه استنباط را براى آنان واضح و روشن نموده است و مردمى را ستوده كه تدبّر و تفكّر در آن ميكنند و فرمود :
« لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ
« 1 » ( كسانى كه آن را استنباط ميكنند از ايشان آن را ميدانند ) .
و مردمى را كه در آن نميأنديشند سرزنش كرده است و فرموده :
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها »
« 2 » ( آيا در قرآن فكر نميكنند يا بر دلهاشان قفلها است ) .
و نيز قرآن ميگويد كه اين كتاب به زبان عربى نازل شده :
« إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ »
« 3 » ( ما اين قرآن را به زبان عربى قرار داديم تا شما بفهميد ) .
رسول اكرم ميفرمايد : وقتى حديثى از من براى شما نقل شد آن را بر قرآن
هامش
( 1 ) آيه 83 از سوره نساء
( 2 ) آيه 24 از سوره محمد
( 3 ) آيهء 3 از سورهء زخرف