غرائب و معانىاش را بدست آوريد .
آن دسته از آيات قرآن را كه الفاظش مجمل نيست و نياز به بيان ندارد و معنا و مقصود از آنها همانست كه از ظاهرشان فهميده مىشود مىتوانند همه كسانى كه اطلاعى از عربى و اعراب دارند آنها را بفهمند مانند آيات :
« وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ »
« 1 » ( تنى را كه خدا محترم داشته جز به حق مكشيد )
« وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ »
« 2 » ( خداى شما خدايى است يكتا ) و
« لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً »
« 3 » ( پروردگار تو به كسى ستم نميكند ) و مانند آنها .
اما آياتى كه مجملند و ظاهرشان معناى مقصود را بطور مشروح نشان نميدهد مانند آيات :
« أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ »
« 4 » وَ
« آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ »
« 5 » ( حق آن را ( زكات ) روز چيدنش بدهيد ) كه دانستن مشروح نماز و زكات احتياج به بيان پيامبر دارد تا او از راه وحى خصوصيات و عدد ركعات نماز و مقدار نصاب زكات و امثال فراوان آن را بفهمد و بمردم بفهماند و بيان كند .
بيان اين دسته آيات بدون نقل و حديث جايز نيست و شايد ميتوان حديث نبوى را ناظر به اين نوع آيات دانست اما آياتى كه احتمال دو يا چند معنى را دارند و بدليل فهميدهايم كه نميتوان همهء آنها را مراد دانست و جز يكى مراد و منظور نيست اين آيات متشابهند چون مقصود از آنها با آنچه مقصود نيست بهم مشتبه هستند در اين موارد تنها دليل نقل و حديث است كه ميتواند يك معنا را معين كند و بدون آن نميتوان جرئت كرد و گفت يكى از آن معانى بخصوص مقصود مىباشد و سخن مفسران در تعيين يك معنى نيز كافى نيست جز اينكه اجماع بر آن معنى داشته باشند كه در آن صورت ، پيروى از آنان واجب است .
هامش
( 1 ) آيه 33 از سوره اسراء
( 2 ) آيه 163 از سوره بقره
( 3 ) آيه 49 از سوره كهف
( 4 ) آيه 83 از سوره بقره
( 5 ) آيه 141 از سوره انعام