در تأويل اين حديث وجوهى بيان نمودهاند از اين قرار :
اول - برخى كلمه « حرف ها » را به معناى ظاهريش گرفتند و آن را به اختلاف كلماتى كه همه آنها داراى يك معنا هستند و يا به اختلاف قرائتها حمل كردهاند .
اختلاف كلمات چون : « تَعال و هُلمّ وَ أقبلْ » كه همه يك معنا دارند ( بيا ) و در صدر اسلام ميتوانستند هر كدام را خواستند بخوانند ولى پس از آن ، اجماع كردند كه فقط يك كلمه خوانده شود و اجماع آنان حجت شد كه غير آن صورت مورد اجماع ممنوع گردد
.
اختلاف قرائتها
اختلاف قرائتها بر هفت صورت تصور مىشود
1 - اختلاف در اعراب كلمات - كه تفاوتى در صورت نوشتن و معناى آنها پديد نميآورد مانند كلمهء « فيضاعفه » كه ( فاء ) را برفع يا نصب خواندهاند ولى در هر حال صورت و معنا تفاوت نميكند .
2 - اختلاف در اعراب كه باعث تغيير معنا ميگردد نه صورت مانند
« إِذْ تَلَقَّوْنَهُ »
با تشديد و « اذ تلقونه » « 1 » 3 - اختلاف در حروف كلمات كه معنا را تغيير ميدهد ولى صورت هم چنان محفوظ است مانند
« كَيْفَ نُنْشِزُها
- يا - كيف ننشرها » « 2 » 4 - اختلاف حروف كه باعث تغيير صورت است نه معنى مانند آيه كريمه
« إِنْ كانَتْ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً »
يا « إلا زقية واحده » ( نبود جز يك صيحه ) « 3 » كه صيحه و زقيه هر دو بيك معنا مىباشد .
هامش
( 1 ) آيه اينست :« إِذْ تَلَقَّوْنَهُ( يا تلقونه )بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ »( آيه 15 از سوره نور )
( 2 ) آيه چنين است« وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها( يا ننشرها )ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً ».
( آيه 259 سوره بقره )
( 3 ) آيه 29 از سوره يس