لجّ بتفضيلك اللّسان و لو * اكثر فيك الضّجاج و اللّجب
و قيل افرطت بل قصدت و لو * عنّفنى القائلون او ثلبوا
انت المصفّى المهذّب المحض * فى النسبة ان نض قومك النسّب « 1 »
پس كلام خويش را به صورت خطاب به پيامبر قرار داد و منظور اهل بيت او است زيرا كه هيچيك از مسلمانها ستايش كنندهء پيامبر را دچار اشتباه نميداند و داد و فرياد در زيادى مدح او ندارد .
پس مثل اينكه فرموده : آيا نميدانى اى انسان كه سلطنت آسمانها و زمين از آن خداوند است زيرا كه او هستى دهندهء آنها و هر چه در آنها است .
وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ . . .
- و نيست براى شما غير از خدا كسى كه قيام بامر شما كند و مددكار شما باشد .
كسى كه خطاب در آيه را متوجه شخص پيامبر ميداند عقيده دارد كه ضمير « جمع » در اين جمله بعنوان تعظيم و بزرگ شمردن ارزش او است ، و كسى كه خطاب را متوجّه او و مؤمنين و يا متوجه خصوص مؤمنين ميداند معناى جمله را چنين نظر ميدهد : آيا نميدانيد اى مردم كه غير از خدا كسى كه قيام بامر شما كند و يا در امور شما را يارى نمايد نداريد
.
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 108 ]
أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ كَما سُئِلَ مُوسى مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ ( 108 )
[ ترجمه ]
آيا اراده داريد كه از پيامبر خود بخواهيد مانند آنچه را از موسى خواستند ، و هر كه كفر را بايمان تبديل كند از راه راست گمراه شده است .
شرح لغات :
تسئلوا . . . - پرسش نمائيد .
هامش
( 1 ) زبان در ستايش تو ستيزه كرد و اگر چه در بارهء تو داد و فرياد زياد شده است و گفته شد كه از حد بيرون رفتى و ليكن من ميانه روى نمودم و اگر چه گويندگان مرا معيوب شمرند ، تو تنها پاكيزه شده و در نسبت مهذب هستى اگر نسب بر قوم تو ريزش كند .