خويش عمل ننمودند مثل اينكه نميدانند همانطورى كه كعب بن زهير در بارهء گرگ و كلاغى كه او را دنبال كردند تا از زاد او استفادهاى ببرند ميگويد .
اذا حضرانى قلت لو تعلمانه * أ لم تعلما انى من الزّاد مرمل « 1 »
از آن دو « گرگ و كلاغ » نفى علم نمود پس از اثبات آن و منظور اين است كه چون بر طبق عملشان عمل نكردند مثل اينكه از اول عالم نبودند .
آنچه از آيه شريفه استفاده مىشود
اين است كه افعال بسبب اختلاف هدف و اغراض اختلاف پيدا مىكند و از اينرو ياد گرفتن سحر اگر به منظور دورى كردن و بر طرف نمودن شبهات باشد ايمان است و اگر به منظور تصديق و به كار بردن باشد كفر است .
حقيقت سحر چيست ؟
در ماهيت و حقيقت سحر چند قول است :
1 - شيخ مفيد فرموده : سحر نوعى از تخيل و صنعتى است از نوع صنايع لطيف و خداوند مردم را فرمان داده كه از آن پناه برند و كتاب خويش را موجب تحفّظ از آن قرار داده و سورهء فلق را در مورد آن نازل كرده است .
2 - خدعه و نيرنگ و صورت سازى است و حقيقتى براى آن نيست ليكن كسى كه سحر شده مىپندارد كه آن واقعيت دارد .
3 - ممكن است براى ساحر كه انسانى را به صورت حمار بيرون آورده و آن را از صورتى به صورت ديگر در آورد و بطور اختراع و خلقت حيوانى را ايجاد كند .
و اين معنى « سوم » امكان ندارد و كسى كه چنين پندارد آشنايى با حقيقت پيامبرى ندارد و ايمن نيست از اينكه معجزات پيامبران همه از اين نوع باشد .
و چنانچه ساحر و افسونگر قدرت داشته باشند كه نفعى را به خود جلب و يا ضررى را از خود دفع نمايند و غيب عالم را بدانند پس در اين صورت توانايى دارند
هامش
( 1 ) هنگامى كه نزد من حاضر ميشوند آن دو ميگويم : اگر بدانند آن دو چرا نميدانند كه من از لحاظ زاد فقير و خاك نشينم .