تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
بود از نهى و بازداشتن از سحر و آن را مرتكب شده و به كار ميبردند همانطور كه گفته مىشود : « ليت لنا من كذا و كذا » اى كاش بود براى ما بجاى فلان چيز و فلان همانطور كه شاعر ميگويد :
جمعت من الخيرات رطباً و علبة * و صرّاً لا خلاف المزمّمة البزل
و من كل اخلاق الكرام نميمة * و سعياً على الجار المجاور بالمحل « 1 »
ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ . . .
- آنچه را كه باعث جدايى ميان مرد و همسرش ميشد . و در آن چند وجه است : 1 - قتاده ميگويد : آنان بين مرد و همسرش ايجاد مودّت و گاهى ايجاد بغض و عداوت كه منجر به جدايى و افتراق ميشد مينمودند . 2 - يكى از زن و شوهر را گمراه نموده وادار بر كفر و شرك ميكردند و در نتيجه به علت اختلاف در دين و مرام از ديگرى كه مؤمن و يا بر جاى در دين بود جدا ميشد . 3 - آنان ميان زن و مرد سعادت و سخن‌چينى نموده تا حدى كه وضع آنان بجدايى و تفرقه ميگرائيد .
وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ . . .
- و بسبب آن ضررى را متوجه كسى نميكردند مگر باذن پروردگار . ضررى را متوجه ديگرى نمىگرديد مگر اينكه خدا دانا بود و بنا بر اين به صورت تهديد و ترساندن است . حسن ميگويد منظور از « اذن اللَّه » تخليه خداوند است . او ميگويد : هر كه را ارادهء خدا تعلق بگيرد او را دور كرده و سحر به او ضررى نميرساند و هر كه را او بخواهد ميان او و سحر تخليه كرده و در نتيجه گرفتار ضرر سحر خواهد شد .
هامش
( 1 ) بجاى مال گرد آوردم پوستى كه در آن شير است و قدحى و چيزى كه پستان حيوان به آن بسته مىشود . و بجاى اخلاق كريمه نميمه و سخن‌چينى و سعايت نسبت به همسايهء مجاور .