شعبى ميگويد : كتاب را تلاوت مىكردند و عمل به آن را ترك مىنمودند .
سفيان بن عيينه ميگويد : كتاب را در حرير و ديباج پيچيده و با طلا و نقره زينت داده ليكن حلال و حرام آن را حرام نميدانستند و اين است معنى « نبذ » و اينها در صورتى است كه منظور از كتاب تورات باشد .
ابو مسلم ميگويد : چون نپذيرفتند كتاب پيامبر اسلام را در حقيقت كتاب خودشان را كه مژدهء آمدن پيامبر آخر زمان در آن بود نبذ كردند .
سدى ميگويد : تورات خودشان را ترك و كتاب آصف و سحر هاروت و ماروت را گرفتند يعنى اوصاف پيامبر كه در تورات ذكر شده بود ترك نمودند .
قتاده و گروهى از اهل دانش ميگويند : آن جماعت همه معاند و علت اينكه گروهى از ايشان ذكر شد اين است كه جمعيت زياد با اختلاف نظر و عقيده و فاصلهء رأى و فكرى كه ميان افراد آن است امكان ندارد همگى كتمان واقع كنند و آنچه را ميدانند مستور دارند مگر اينكه عددشان اندك و اتفاقشان بر كتمان امكان داشته باشد
كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ . . .
گويا اينان نميدانند .
كه آن پيامبر راست و بر حق است و منظور اين است : آنان ميدانند و از روى دشمنى و عناد كتمان ميكنند .
و برخي گفتهاند : منظور اين است : گويا اينان نميدانند چه كيفر و عقابى در برابر اين عمل دارند .
و بعضى گفتهاند : گويا اينان نميدانند كه در كتاب خودشان چه مطالبى است و جانشين نادانان شدهاند
.