شده است . قتاده و سدى و مجاهد ميگويند مقصود ، مطلق شهر است در مقابل بيابان و موسى ميگويد آنچه شما ميخواهيد در بيابان نيست و اگر داخل شهرى بزرگ كه عرض و طولى دارد شويد آنچه كه خواستار آن هستيد خواهيد يافت .
در اينجا سخن راجع به آنان پايان يافت و سپس در بارهء كسانى از بنى اسرائيل كه نسبت به احكام الهى در باره شنبه تجاوز كردند و پيامبران را بناحق كشتند سخن را ادامه داده ميگويد : بر اين مردم زشت رفتار ، ذلت و خوارى حتمى و مقرر شد .
حسن و قتاده ميگويند منظور از ذلّت ، « جزيه » است مطابق آيه كريمه :
« حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ »
« 1 » ( تا بدست خود جزيه دهند و كوچك شوند ) .
عطا ميگويد « ذلّت » همان نشان مخصوص است كه يهود بايد آن را ميزدند .
مسكنت . . . - فقر و تهيدستى است كه در يهود ديده مىشود كه حتى اگر ثروتمند هم باشد باز خود را در لباس فقر در ميآورد تا ماليات ندهند .
برخى از اين آيه فهميده و استدلال كردهاند كه ثروتمند بر فقر برترى و فضيلت دارد چون خداوند يهود را بر فقرشان مذمت مىكند و فقر را چون كيفر و عذاب براى آنان ميشمرد .
ولى با توجه به اينكه مقصود از اين « مسكنت » فقر روحى است سستى و بىپايگى اين استدلال واضح ميگردد زيرا چه بسيار از يهود ديده ميشوند كه ثروت مادى دارند ولى حتى يك فرد از آنان يافت نميشود كه از نظر روحى غنيّ و شريف باشد و رسول اكرم فرموده ثروتمندى بىنيازى روح است « 2 » .
ابن زيد ميگويد خداوند بكيفر آنكه يهود ، آيات خدا را منكر و پيامبران را كشتند عزّت آنان را بذلّت و نعمتشان را به بدبختى و خشنودى و رضاى خود را به غضب بر آنان تبديل كرد .
هامش
( 1 ) آيه 29 از سوره توبه
( 2 ) الغنى غنى النفس