وَ باؤُ بِغَضَبٍ . . .
- بازگشتند بغضب الهى و مشمول خشم حق شدند .
غضب بقول بعضى ، آن بلاء و بدبختى است كه در دنيا بجاى رضا و نعمت دامنگير شخص ميگردد و بعقيده ديگران آن عذابى است كه انسان در آخرت بسبب گناهان خود خواهد ديد .
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا . . .
- اين خشم الهى و ذلّت و خوارى آنان از اين جهت است كه آيات خدا يعنى دليل و برهان و يا آيات انجيل و قرآن را انكار كردند و به غضبهاى الهى گرفتار شدند اين غضبها در نتيجه انكار عيسى و انجيل و نيز قبول نكردن محمّد و قرآنش متوجه آنان شد .
وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ . . .
- آنان پيامبران را چون زكريا و يحيى ، و ديگران بدون جرم كشتند قيد : « به غير حق » معنايش آن نيست كه كشتن پيامبران ممكن است گاهى به حق باشد بلكه منظور اين است كه اصولًا كشتن انبياء بطور كل ناروا و به غير حق است و اين كلمه ( به غير حق ) صفت خود فعل كشتن است مانند آيه كريمه :
« وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا بُرْهانَ لَهُ بِهِ »
« 1 » ( هر كه با خداى يكتا خداى ديگر بخواند كه برهانى در مورد آن ندارد ) و معناى آن اين است كه نميتواند برهان داشته باشد .
ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ . . .
- اشاره است بگناهان گذشته آنان مانند كشتن پيامبران و تجاوز در حكم خدا مربوط به روز شنبه .
بعضى گفتهاند بعضى به سبب شكستن عهد خود و كشتن انبياء دچار اين گرفتاريها شدند .
خلاصه ، عذابى كه از طرف خدا بر آنان نازل شد نتيجه گناهان و كارهاى زشتى بود كه مرتكب ميشدند .
سؤال چگونه خدا بكفّار ، اين امكان را ميدهد كه پيامبران را بكشند ؟
هامش
( 1 ) آيه 117 از سورهء مؤمنين