شرح لغات
نجيناكم - نجات داديم شما را ، از نتيجه ( نجات دادن ) است و كلمات : « انجاء » و « تخليص » به همين معنا است و به مكان بلند هم كه « نجوه » ميگويند به همين مناسبت است كه اگر كسى بالاى آن رود از بسيارى ضررها مصون و محفوظ ميماند .
بعضى بين دو كلمه : « تنجيه » و « انجاء » فرق گذاردهاند به اينكه « انجاء » نجات دادن كسى است قبل از افتادن در هلاكت و « تنجيه » نجات دادن پس از افتادن است آل - بعضى گفتهاند كلمات آل و اهل در معنا و ريشه يكى هستند و شاهد آن اينست كه مصغّر آل « اهيل » است .
ولى برخى ديگر كلمهء آل را مستقل دانسته و فرقش را با كلمه « اهل » در اين ميدانند كه « اهل » اعم است زيرا اهل شهر گفته مىشود ولى آل شهر گفته نميشود .
آل مرد : قوم و خويش و كسانىاند كه بسبب خويشاوندى و قرابت به دو نسبت پيدا كرده و بيك اصل باز ميگردند و اصل آن « اول » به معناى بازگشت و رجوع مىباشد .
فرعون - نام عمومى پادشاهان مصر بوده است چنان كه پادشاهان روم را « قيصر » و پادشاهان ايران را « كسرى » و پادشاهان ترك را « خاقان » و پادشاهى يمن را « تبّع » ميناميدند .
گويند نام فرعون مصر در زمان موسى « مصعب بن ريّان » بوده است .
يسومونكم - شما را به كارهاى دشوار واميداشتند و خوارتان ميكردند از فعل سام كه بطور لازم به معناى بيرون رفتن چارپا بچراگاه است و بطور متعدى به معناى وادار كردن و واداشتن به كار سخت مىباشد .
سوء العذاب - عذابى سخت و دردناك .
يستحيون - زنده ميگذاشتند .
بلاء - آزمايش است كه گاهى از راه نعمت دادن و زمانى بوسيله عذاب و بدبختى مىباشد .