بيان داستان
علت اينكه فرعونيان فرزندان را ميكشتند اين بود كه فرعون در خواب ديده بود گويا آتشى از طرف بيت المقدس آمد تا تمام خانههاى مصر را فرا گرفت و سوزاند و قبطيان را نيز هلاك نمود و تنها بنى اسرائيل مصون و محفوظ ماندند .
فرعون از ديدن اين خواب نگران شد و ساحران و كاهنان را طلبيد و از آنان در بارهء اين خواب پرسيد . آنان گفتند در ميان بنى اسرائيل پسرى به دنيا ميآيد كه نابودى تو و سلطنت و همچنين تغيير دين تو بدست او خواهد بود .
پس فرعون فرمان داد تا هر پسرى كه در بنى اسرائيل به دنيا آمد بكشند و براى اين منظور همه قابلههاى مملكت را جمع كرد و به آنان تأكيد نمود كه هر پسرى از بنى اسرائيل بدست شما به دنيا آيد بايد فورى كشته شود و اگر دختر بود زنده بماند .
آنان نيز همين كار را كردند و در نتيجه ، بنى اسرائيل رو به انقراض ميرفتند و مرگ بزرگان و كشته شدن فرزندان همه آنان را تهديد به نيستى ميكرد و عدّهاى از بزرگان قبط بر فرعون وارد شده گفتند مرگ در بنى اسرائيل افتاده است فرزندانشان كشته ميشوند و بزرگانشان ميميرند نزديك است كه از نبود كارگر در ميان ما ، خود ما به كار وادار شويم .
فرعون دستور داد كه يك سال بكشند و يك سال رها كنند هارون در آن سالى كه نمىكشتند و موسى در سالى كه ميكشتند به دنيا آمدند .
« وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ . . . »
خداوند نعمت ديگر خود را بر بنى اسرائيل بيان مىكند : به ياد آريد وقتى كه دريا را براى شما شكافتيم و آبها را از هم جدا كرديم تا شما از وسط آن گذشتيد پس شما را از دريا و غرق ، نجات داده و آل فرعون را غرق كرديم .
در اينجا اگر ذكرى از خود فرعون بميان نيامده از نظر روشن بودن آن است زيرا هدف ، هلاك و نابودى فرعون و ياران است و طبعاً خود او در درجهء اول بايد نابود گردد و در آيات ديگر غرق خود فرعون بيان شده است مانند آيه كريمه :