پيشانى است بر روى زمين و يكى از اجزاء نماز است چون ركوع و قنوت و مانند آنها .
« أبى » - امتناع كرد و سه كلمه « اباء » و « ترك » و « امتناع » بيك معنى هستند .
استكبر - خود را بزرگ دانست و استكبار به همان معناى تكبّر است .
ابليس - اسمى است عجمى به معناى شيطان .
تفسير
اين آيات ، مقام و عظمت و جلالى را كه خدا به آدم داده بيان مىكند كه به ياد بياور اى محمد
« إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ »
وقتى كه ما بملائكه گفتيم براى آدم سجده كنيد ، ظاهر آيه نشان ميدهد كه امر خدا متوجه همه ملائكه حتى جبرئيل و ميكائيل بوده است . آيات ديگر چون
« فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ »
« 1 » ( همه ملائكه سجده كردند جز ابليس ) همين مطلب را تأييد مىكند كه امر متوجه همه بوده است . بعضى ديگر معتقدند : مخاطب اين امر گروهى از ملائكه بودند كه شيطان از آنها بود .
و در اين كه سجده ملائكه براى آدم بچه ترتيبى بوده دو قول نقل شده است .
1 - تعظيم و بزرگداشت آدم بوسيلهء ملائكه كه در روايات ائمه عليهم السلام وارد شده و عقيده قتاده و جمعى از اهل علم و نيز على بن عيسى رمانى همين است و از همين جهت بالاترى مقام انبياء را از ملائكه اثبات كردهاند .
2 - خدا آدم را قبلهء آنان قرار داد و فرمان داد تا بدان سوى سجده كنند كه جبائى و ابو القاسم بلخى و جمعى ديگر گفتهاند و آن را نيز نوعى تعظيم براى آدم شمردهاند .
ولى با توجّه به اينكه علت سرپيچى ابليس از سجدهء آدم اين بود كه خود را بالاتر و برتر ميدانست و ميگفت
« أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ »
« 2 »
هامش
( 1 ) آيه 30 از سوره حجر و 73 از سوره ص .
( 2 ) آيه 12 از سوره اعراف ( 7 )