زيتون عجيب
251 - در نزديكى اين كوه « شلير » درخت زيتونى است كه مردم دربارهء آن مىگويند : « اين درخت در يك روز - كه روز عيد نصار است - نورانى مىشود و ميوه مىدهد و ميوهاش مىرسد . امّا اين امر آنچنانكه پنداشتهاند ، نيست . » مؤلّف اين روايت - كه خدايش بيامرزاد - گويد : « اين درخت زيتون را كه در نزديكى قلعهاى موسوم به قلعه شكر « 1 » است ، ديدهام ، دو شاخه دارد يكى روى زمين قرار دارد و ديگرى سرپاست و هر دو شاخهء اين درخت در پشت ساختمان ويران شده عاد هستند . آن درخت را در روز عيد مقدس ديدم كه مردم دورش جمع شده بودند . دانههاى زيتون آن درخت همانند ديگر زيتونهاى روى زمين كه در روز عيد مقدس است بود ، جز آنكه هر چقدر روز بالا آمد رنگ اين زيتونها سبزرنگتر شد و چون نيمهء روز فرا رسيد سفيدى بر آنها آشكار گشت ، و هنگامى كه عصر شد ، سرخى اندكى در آن ظاهر گرديد ، در اين هنگام مردم آنها « دانههاى زيتون » را از يكديگر مىربايند ، اگر آنها را تا آخر روز بگذارند چه بسا سياه رنگ شوند . » مردم اين سرزمين مىگويند : « در زمان گذشته يعنى در روزگار بنى اميه و روزگار شورشيان در اندلس ، مردم را از جمعآورى اين زيتونها منع مىكردند ، چون شب فرا مىرسيد ، رنگ زيتونها سياه مىشد ، و اين همان چيزى است كه ما شاهد آن بوديم » .
هامش
( 1 ) .Shakru