از جملهء آنها عُتبة بن ابى لهب و عثمان بن حُويرث و وَرقَة بن نَوفْل بودند . « 1 »
در اواخر قرن ششم ميلادى ، يهوديان يمن توانستند كه در « ذى نؤاس » ، پادشاه يمن تأثير بگذارند و شايد علّت اصلى تأثير پذيرى وى از يهود آن بود كه وى را از سيطرهء نصرانيّت در سرزمينش ترسانده بودند و اينكه درهاى كشور يمن به روى نصاراى حبشه بدون هيچ مقاومتى گشوده مىشود .
بنابر اين او را به دين خويش درآوردند و به وسيله او از نصاراى يمن انتقام گرفتند . آنان او را تحريك كردند كه نصاراى نجران را اذيت كند و آنها را داخل گودالهايى كه در زمين كنده بودند ، بسوزاند و از آن جا كه نصرانيت در آن روز حقانيتى بيشتر از يهوديت داشت ؛ خداى متعال مىفرمايد :
« قُتِلَ أَصْحابُ الأُخْدُودِ النَّارِ ذاتِ الْوَقُودِ إِذْ هُمْ عَلَيْها قُعُودٌ وَهُمْ عَلى ما يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ وَما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ » « 2 » ؛
مرگ بر اصحاب اخدود ، در گودالهايى پر از آتش كه در كنارش نشسته بودند و آنچه را بر مؤمنان مىرفت تماشا مىكردند و هيچ ايرادى جز ايمان آوردن به خداوند پيروزمند ستوده نداشتند .
نصاراى حبشه به انتقام گرفتن از خون همكيشان خود پرداختند و حكومت « ذىنؤاس » را در سال 525 م . به فرماندهى ابرهه نابود كردند و پنجاه سال در آنجا به حكومت پرداختند .
در اين مدت ، نصرانيت مورد حمايت و پشتيبانى قرار گرفت و عدهء زيادى به آن گرويدند و كنيسههاى فراوانى در شهرها بنا گرديد كه مشهورترين آنها كنيسهء نجران بود كه ابرهه آن را بنا كرده بود و به تزيين و زيبايى آن بسيار اهتمام مىورزيد . از جمله كنيسههاى مشهور ، قُلَّيس در صنعاء بود و اين كلمه معّرب شدهء كلمهء يونانى كليسا مىباشد . گفته مىشود كه ابرهه اين كنيسهها را با طلا و نقره و سنگهاى مرمر و انواع رنگها و گوهرها تزيين كرده بود . ! و وسايل بنّايى و سنگهاى منقوش به طلا را براى ساخت آنها حمل كرده بود و مجسمههايى از طلا و نقره و منبرهايى از آبنوس و عاج « 3 » در آنها نهاده بود تا اينكه مسلمانان آن را به مسجد تبديل كردند كه هنوز هم باقى است . « 4 »
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 257 .
( 2 ) . بروج ( 85 ) ، 4 - 8 .
( 3 ) . تفسير طبرى ، ج 3 ، ص 193 .
( 4 ) . العصرالجاهلى ، ص 97 - 100 .