ورزيده و حق او را انكار كند ، از دنيا خارج نمىشود ، مگر اين كه خدا به خاطر نعمتى كه آن را ضايع كرده است ، بر او خشم مىگيرد . اى پسر عباس ، مواظب باش در مورد على عليه السلام شك نكنى كه شك دربارهء على عليه السلام به منزلهء كفر به خدا است . « 1 »
متصدى كفن و دفن
شيخ صدوق با سند خود از ابن عباس روايت كرده است : هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در بستر بيمارى افتاده بود و عدهاى از اصحاب آن حضرت صلى الله عليه و آله در اطرافش بودند ، عمار بن ياسر از او پرسيد : اى رسول خدا ، پدر و مادرم به فدايت ، اگر آن واقعه رخ داد چه كسانى از ما شما را غُسل بدهند ؟
آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : فقط على بن ابيطالب ، زيرا هنگامهء غسل ملائكه او را يارى مىدهند . عمار پرسيد : پدر و مادرم به فدايت ، اگر اين واقعه رخ داد ، چه كسى بر شما نماز بخواند ؟
آن حضرت صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود : اى پسر ابوطالب ، پس از آنكه روح از بدنم جدا شد ، بدنم را به خوبى غسل بده و مرا در اين دو پارچه ( كه پارچههاى مُستعملى بودند ) يا ميان پارچهء سفيد مصرى و بُرد يمانى كفن كن و مرا در پارچهء گرانقيمت كفن نكن . سپس جنازهام را تا كنار قبرم حمل كنيد . در اين هنگام اول خداى جلّ و علا از فوق عرش ، سپس جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل همراه ملائكه بسيارى كه جز خداى متعال تعداد آنها را نمىداند ، سپس كسانى كه عرش را در بر گرفتهاند ، سپس ساكنان اهل آسمانهاى هفتگانه يكى پس از ديگرى ، سپس تمام اهل بيتم و زنانم به ترتيب بر من نماز مىخوانند . آنها اشاره مىكنند و سلام مىفرستند . پس شما هم با صداى گريه و شيون مرا اذيت نكنيد . « 2 »
گريهء انصار
شيخ مفيد در أمالى ، با سند خود از ابن عباس روايت مىكند : مردان و زنان انصار در مسجد جمع شده بودند و براى حال رسول خدا صلى الله عليه و آله گريه مىكردند . در اين هنگام ، عباس و پسرش فضل و على عليه السلام داخل شدند و به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كردند : اى رسول خدا ، مردان و زنان انصار در مسجد جمع شدهاند و به حال شما گريه مىكنند ، آنها مىترسند كه شما از دنيا برويد .
هامش
( 1 ) . أمالى شيخ طوسى ، ص 106 ، حديث 161 .
( 2 ) . شيخ صدوق ، امالى ، ص 505 ، حديث 6 ؛ كشف الغمة ، ج 1 ، ص 17 .