ما بر خلاف دستور رسول خدا عمل كرديم !
پس از مدتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله دوباره به هوش آمد ، بعضى عرض كردند : اى پيامبر خدا ، آيا دوات و كاغذ را بياوريم ؟ !
فرمود : آيا بعد از اين كه گفتم و نياورديد ؟ ! نه ، لازم نيست ، امّا من شما را به خير و نيكى نسبت به اهل بيتم سفارش مىكنم ، سپس روى خود را از آنان برگرداند . آنان برخاستند و بيرون رفتند و فقط اهل بيت او باقى ماندند كه علىبن ابيطالب عليه السلام و عباس و پسرش فضل از جملهء آنها بودند .
در اين هنگام عباس عرض كرد : اى رسول خدا ، اگر اين امر ( جانشينى ) بعد از شما در ميان ما مستقر مىشود ، به ما بشارت بده و اگر مىدانيد كه ما مغلوب مىشويم ، سفارشهاى لازم را بفرماييد !
پيامبر صلى الله عليه و آله به وى فرمود : شما بعد از من از مستضعفين خواهيد بود ! و ساكت شد . « 1 »
شيخ طوسى ، در أمالى ، با سند خود از ابن عباس وايت كرده است : وقتى كه هنگامهء وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله نزديك شده بود ، در كنارش بودم و پرسيدم : اى رسول خدا ، پدر و مادرم به فدايت ، در حالى كه اجل تو نزديك شده است ، چه دستور مىفرماييد ؟
فرمود : اى پسر عباس ، با هر كسى كه با على عليه السلام مخالف است ، مخالف باش و هيچ گاه پشتيبان و دوست آنها مباش .
عرض كردم : اى رسول خدا ، چرا به مردم دستور نمىدهى كه با او مخالفت نكنند ؟
آن حضرت صلى الله عليه و آله گريه كرد و فرمود : اى پسر عباس ، دنيا دار ابتلا و امتحان است . قسم به كسى كه مرا به حق به پيامبرى مبعوث كرده است . على عليه السلام ميزان حق است و هر كسى با على عليه السلام مخالفت
هامش
( 1 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 185 .