تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
در كعبه تصويرها و مجسمه‌هايى بود كه از جملهء آنها مجسمهء ابراهيم و اسماعيل بوده است . هم‌چنين تصوير مسيح و مادرش قرار داشته است كه همين دليل بر اين است كه نصارى هم بدان احترام مىگذاشته‌اند . عرب‌ها نيز احترام فوق‌العاده‌اى براى آن قائل بودند و به عنوان اين‌كه خانه‌اى است كه حضرت ابراهيم آن را بنا كرده است ، به سوى آن بار سفر مىبستند . « 1 » شهر مكه ، يكى از مشهورترين شهرهاى جهان به شمار مىرود كه 300 متر از سطح دريا ارتفاع دارد و جمعيت آن در حال حاضر به حدود صد و پنجاه هزار نفر مىرسد و خاك آن غير قابل كشت و زراعت است . سرزمين حجاز داراى دو بندر در ساحل درياى سرخ مىباشد كه يكى از آنها جِدّه « 2 » است كه بندر اهل مكه مىباشد و ديگرى بندر ينبع است كه بندر اهل مدينهء منوره در سابق بوده است و امروزه جِدّه به بندر اصلى در حجاز تبديل شده است و در حجاز شهرهاى مهم ديگرى غير از مكه وجود دارد كه عبارت است از مدينه و طائف .

مدينهء منوره

اين شهر در 450 كيلومترى شمال مكه قرار دارد . در اطراف آن باغ‌ها و نخلستان‌هاى زيادى به خاطر مرغوبيت نسبى خاك آن وجود دارد . اسم اين شهر قبل از اسلام يثرب بوده است و بعد از هجرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله مدينةالرسول ناميده شده است و سپس براى راحتى در گفتار ، رسول حذف شده و مدينه باقى مانده است . گفته مىشود كه عمالقه اولين كسانى بوده‌اند كه در مدينه يا همان يثرب مسكن گزيده و در آن باقى مانده‌اند تا اين‌كه در قرن دوم ميلادى عده‌اى از يهوديان در اثر فشارهاى روميان بر آنها در سرزمين فلسطين ، به اين شهر هجرت كرده‌اند . به نظر مىرسد كه آنها در اثر فشارهاى قيصر نينوس و انهدام هيكلشان در سال 70 ميلادى و هم‌چنين فشارهاى بيش از حدّ قيصر هوريان بر آنها در سال 132 ميلادى از فلسطين به حجاز مهاجرت كرده‌اند . « 3 »
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 3 ، ص 361 ، 362 . ( 2 ) . جِدّة : به كسرجيم ، به معناى ساحل سنگى مىباشد . در آن‌جا قبرى به طول هفت متر / پانزده ذرع وجود دارد كه منسوب به حضرت حّواء مىباشد . گفته شده است كه اين شهر جَدّه - به فتح جيم - ناميده شده است ؛ چون كه مرقد حواء جدّ بشر در آن قرار دارد كه خرافه‌اى بيش نيست . ( 3 ) . تاريخ عربِ قبل از اسلام ، جزء 6 ، جواد ، على .
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 75 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى