در قديم اين شبه جزيره را به سه قسمت تقسيم كرده بودند :
1 - قمست شمالى و غربى كه حجاز ناميده مىشد ؛
2 - قسمت شرقى و مركزى كه صحراى عربى ناميده مىشد ؛
3 - قسمت جنوبى كه يمن ناميده مىشد .
در شبه جزيره ، صحراهاى وسيعى وجود دارد كه بسيارى از آنها غير قابل سكونت مىباشد .
اين صحراها كه بيش از يك سوم شبه جزيره را تشكيل مىدهند غيرمسكونى و بدون آب و گياه مىباشند و تنها در بعضى از اوقات در اين مناطق باران مىبارد كه بعضى از اعراب شترهاى خود را براى مدت كوتاهى در آنها مىچرانند . هوا در آنها بسيار گرم و جز در كنارهء بعضى از سواحل ، بسيار خشك است و تنها بعضى از مناطق ، نسبتاً معتدل هستند . براى همين تعداد جمعيت شبه جزيره با اين همه وسعتش بسيار كم است .
در اينجا به شرح اين سه قسمت از شبه جزيره مىپردازيم :
حجاز كه قسمت شمالى و غربى شبه جزيره را شامل مىشود از اردن تا يمن در سواحل درياى احمر امتداد دارد و داراى سرزمينهايى كوهستانى و صخرهاى با صحراهاى گرم و سوزان است .
اين منطقه در تاريخ بيشتر از مناطق ديگر مورد ذكر و عنايت بوده و اين به خاطر وجود مكه و مدينه در اين منطقه بوده است .
كعبهء معظمه و مكه مكرمه
كعبه نزد امتهاى مختلف ، مقدس و معظّم بوده است : هندوها آن را احترام مىكردند و مىگفتند :
روح سيفا كه همان اقنوم سوّم در عقايد آنها مىباشد ، در حجرالاسود حلول كرده است .
صابئينِ فارسى و كلدانىها آن را يكى از خانههاى هفتگانهء مقدّس مىدانستهاند و چه بسا گفته مىشده است : كعبه ، خانهء زحل در اعتقاد آنها است ، چون بسيار قديمى و تاريخى است . ساير فارسها هم براى آن حرمت قائل بودند ؛ زيرا گمان مىكردند كه روح هرمز در آن حلول كرده است و براى زيارت به سوى آن سفر مىكردند .
يهوديان هم بدان احترام مىگذاشتند و خدا را براساس دين ابراهيم در آنجا پرستش مىكردند و