تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
در قديم اين شبه جزيره را به سه قسمت تقسيم كرده بودند : 1 - قمست شمالى و غربى كه حجاز ناميده مىشد ؛ 2 - قسمت شرقى و مركزى كه صحراى عربى ناميده مىشد ؛ 3 - قسمت جنوبى كه يمن ناميده مىشد . در شبه جزيره ، صحراهاى وسيعى وجود دارد كه بسيارى از آنها غير قابل سكونت مىباشد . اين صحراها كه بيش از يك سوم شبه جزيره را تشكيل مىدهند غيرمسكونى و بدون آب و گياه مىباشند و تنها در بعضى از اوقات در اين مناطق باران مىبارد كه بعضى از اعراب شترهاى خود را براى مدت كوتاهى در آنها مىچرانند . هوا در آنها بسيار گرم و جز در كنارهء بعضى از سواحل ، بسيار خشك است و تنها بعضى از مناطق ، نسبتاً معتدل هستند . براى همين تعداد جمعيت شبه جزيره با اين همه وسعتش بسيار كم است . در اين‌جا به شرح اين سه قسمت از شبه جزيره مىپردازيم : حجاز كه قسمت شمالى و غربى شبه جزيره را شامل مىشود از اردن تا يمن در سواحل درياى احمر امتداد دارد و داراى سرزمين‌هايى كوهستانى و صخره‌اى با صحراهاى گرم و سوزان است . اين منطقه در تاريخ بيشتر از مناطق ديگر مورد ذكر و عنايت بوده و اين به خاطر وجود مكه و مدينه در اين منطقه بوده است .

كعبهء معظمه و مكه مكرمه

كعبه نزد امت‌هاى مختلف ، مقدس و معظّم بوده است : هندوها آن را احترام مىكردند و مىگفتند : روح سيفا كه همان اقنوم سوّم در عقايد آنها مىباشد ، در حجرالاسود حلول كرده است . صابئينِ فارسى و كلدانىها آن را يكى از خانه‌هاى هفت‌گانهء مقدّس مىدانسته‌اند و چه بسا گفته مىشده است : كعبه ، خانهء زحل در اعتقاد آنها است ، چون بسيار قديمى و تاريخى است . ساير فارس‌ها هم براى آن حرمت قائل بودند ؛ زيرا گمان مىكردند كه روح هرمز در آن حلول كرده است و براى زيارت به سوى آن سفر مىكردند . يهوديان هم بدان احترام مىگذاشتند و خدا را براساس دين ابراهيم در آن‌جا پرستش مىكردند و