پس از آن ، رسول الله صلى الله عليه و آله در مكه اقامت نكرد . امّ هانى ، دختر ابوطالب ، از وى پرسيد : اى رسول خدا ، آيا در خانههاى مكه اقامت نمىكنى ؟ آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند : نه . « 1 » و به أبطح ، كه بين مكه و منى واقع شده بود ، رفت و همراه اصحابش تا روز ترويه ، يعنى بقيهء روز سه شنبه و روزهاى چهارشنبه ، پنجشنبه و جمعه « 2 » در آنجا اقامت كرد .
على عليه السلام كه از راه رسيد ، طواف و نماز و سعى را به جاى آورد ( ولى تقصير نكرد ) و به پيامبر صلى الله عليه و آله ملحق شد و ديد كه آن حضرت هم تقصير نكرده است . سپس بر فاطمه عليها السلام وارد شد كه قربانى نياورده بود و براى همين به دستور رسول خدا مُحل شده بود . على عليه السلام ديد كه وى لباس رنگين پوشيده و از او بوى خوش مىآيد ، از اينرو ، از وى پرسيد : اين ديگر چيست اى فاطمه ؟ ! گفت : رسول الله صلى الله عليه و آله به ما دستور داده است كه چنين باشيم .
شكوه و گلايه از على عليه السلام
ابن اسحاق در ادامه مىنويسد : سپاهيان على عليه السلام به خاطر برخورد شديد وى با آنان در باز پسگيرى حلّههايى كه به تن كرده بودند ، به شكوه از وى نزد رسولاللّه صلى الله عليه و آله پرداختند . سپس با سند خود از ابوسعيد خدرى روايت كرده است كه گفت : پس از آن رسول الله صلى الله عليه و آله براى ايراد خطبهاى از جاى خود بلند شد و شنيدم كه مىفرمايد : « اى مردم ، از على عليه السلام شكوه نكنيد ؛ زيرا به خدا سوگند كه او در راه خدا بهتر از آن است كه مورد شكوه قرار گيرد . » « 3 »
شيخ مفيد ضمن نقل اين حادثه اضافه مىكند : پس از گلايههاى سربازان از على عليه السلام ، پيامبراكرم صلى الله عليه و آله به جارچى خود دستور داد كه با صداى بلند اعلام كند : زبانهاى خود را از بدگويى دربارهء على عليه السلام بازداريد . همانا او در امور مربوط به خداوند متعال سخت گير و خشن است و در امور دينىاش مسامحه و چشمپوشى نمىكند . « 4 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 21 ، ص 392 به نقل از فروع كافى ، ج 1 ، ص 233 .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1100 .
( 3 ) . سيره ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 250 .
( 4 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 173 .