تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 745

مساهمون:

ص٧٤٥
آن‌ها را تحويل رسول خدا بدهيم ، در حالى كه ، من چنين اجازه‌اى به تو نداده بودم ؟ ! او جواب داد : آنان از من درخواست كردند كه با اين حلّه‌ها محرم شوند تا تميزتر باشند و بعداً آن‌ها را برمىگردانند . اما اميرالمؤمنين بدون هيچ‌گونه اغماضى ، تمام حلّه‌ها را از سپاهيان پس گرفت و در عدل‌هايى بسته‌بندى كرد . « 1 » و اين كار موجب شد كه عده‌اى از او دلگير شوند و نزد رسول‌اللّه صلى الله عليه و آله از او شكايت كنند .

خطبهء پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پس از انجام عمره

كلينى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : هنگامى كه حضرت از سعى خود فارغ شد ، در مروه ايستاد و رو به مردم كرد و پس از حمد و ثناى خداوند ، در حالى كه با دست مبارك به پشت خود اشاره مىكرد ، فرمود : به درستى كه اين جبرئيل است كه به من دستور مىدهد به افرادى كه قربانى به همراه نياورده‌اند ، بگويم كه از احرام خارج شوند . و اگر من نيز دوباره به حج بيايم ، همين كار را انجام خواهم داد ، اما از آن‌جا كه قربانى به همراه آورده‌ام ، سزاوار نيست از احرام خارج شوم تا وقتى كه : « حَتَّى يَبْلِغَ الهَدىُ محلَّه » ؛ قربانىها به قربانگاه خود برسند . در اين هنگام ، مردى برخاست و گفت : آيا مىگويى كه براى حج خارج شويم در حالى كه از سر و روى ما آب مىچكد ( يعنى از جنابت غسل كرده‌ايم ) ؟ ! رسول‌الله صلى الله عليه و آله به وى گفت : اما تو هرگز به اين ايمان نخواهى آورد ! پس از آن ، سراقة بن مالك كنانى گفت : اى رسول خدا ، دين ما را چنان به ما ياد بده كه گويى همين امروز متولد شده‌ايم . اما اين چيزى كه ما را بدان امر فرمودى ، براى همين سال است يا براى سال‌هاى آينده هم مىباشد ؟ رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود : اين حكم ابدى است و تا روز قيامت حاكم مىباشد و آن‌گاه انگشتان دو دستش را در هم داخل كرد و فرمود : تا روز قيامت عمره در حج داخل شده است . « 2 » سپس به جارچى
هامش
( 1 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 172 - 173 ؛ سيره ابن اسحاق ج 4 ، ص 250 . ( 2 ) . بحارالانوار ، ج 21 ، ص 391 به نقل از فروع كافى ، ج 1 ، ص 233 - 234 ، و همچنين ج 21 ، ص 404 به نقل از صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 36