تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 711

مساهمون:

ص٧١١
شيخ مفيد در ارشاد افزوده است : وقتى ابوبكر على را ديد به استقبال او رفت و پرسيد : اى ابوالحسن ، چرا آمده‌اى ؟ آيا براى همراهى با من آمده‌اى يا اينكه براى كار ديگرى آمده‌اى ؟ ! على عليه السلام فرمود : رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا فرستاده است . تا آيات برائت را از تو بگيرم و با آن پيمان‌هاى مشركان را باطل اعلام كرده و دستور الهى را اعلام كنم . آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود كه تو را مخيّر گردانم بين اينكه بازگردى يا اينكه همراه من باشى . ابوبكر گفت : من برمىگردم . و به سوى مدينه بازگشت . پس از آنكه ابوبكر به مدينه رسيد ، پيش رسول خدا صلى الله عليه و آله رفت و عرض كرد : اى پيامبر خدا ، شما مرا شايستهء كارى دانستيد كه عدهء زيادى آرزو داشتند آن را انجام دهند ، اما پس از آنكه مقدارى از مسير را رفتم ، مرا برگردانديد ! آيا براى من اتفاقى افتاده است ؟ آيا دربارهء من قرآن نازل شده است ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : نه ، ولى جبرئيل امين نازل شد و از سوى خدا پيام آورد كه اين كار را كسى انجام ندهد ، مگر خودت يا فردى از خودت . و مىدانى كه على از من است ، لذا كسى جز على نمىتواند به جاى من اين كار را انجام دهد . « 1 »

اعلان برائت از مشركين

سيد بن طاووس در اقبال مىنويسد : على عليه السلام حركت كرد تا وارد مكه شد . سپس به عرفات رفت و آنگاه به مزدلفه و از آنجا به منى رفت . در آنجا قربانى و حلق را انجام داد . آنگاه بر كوهى كه معروف به شِعب بود بالا رفت و سه مرتبه با صداى بلند اعلان كرد : اى مردم ، آيا نمىشنويد ، من فرستادهء رسول خدا صلى الله عليه و آله به سوى شما هستم ، گوش فرا دهيد . سپس اين آيات را قرائت فرمود : « براءة مِنَ اللَّهِ وَ رَسولِهِ الَى الَّذينَ عاهَدْتُم مِنَ المُشْرِكين فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَ أَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكافِرِينَ * وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ . . . » ؛ اين آيات ، اعلان بيزارى و عدم تعهد است از طرف خدا و پيامبرش نسبت به مشركانى كه با ايشان پيمان بسته‌ايد * پس اى مشركان ، چهار ماه ديگر با امنيت
هامش
( 1 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 5 - 66 ؛ مناقب حلبى از ابن عباس ، ج 2 ، ص 126 .