نگرانى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله براى على عليه السلام
هنگامى كه على عليه السلام در سفر به سر مىبرد ، چيزى دربارهء او بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل نشد و خبرى از او به دست آن حضرت صلى الله عليه و آله نرسيد . از سوى ديگر على عليه السلام هم به آرامى حركت مىكرد و همين باعث شد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به شدت مضطرب و غمگين شود ، به گونهاى كه آثار غم و اندوه در چهرهاش ديده مىشد .
از سنتهاى رسول خدا صلى الله عليه و آله آن بود كه بعد از فريضهء صبح ، تا هنگام طلوع خورشيد رو به قبله مىنشست و ذكر خداى متعال را مىگفت و در اين حال على عليه السلام به دستور آن حضرت صلى الله عليه و آله رو به مردم مىايستاد و به مراجعات مردم رسيدگى مىكرد . تا اينكه على عليه السلام براى ابلاغ پيام برائت به حج رفت و در اين مدت پيامبر صلى الله عليه و آله كسى را تعيين نكرد كه به مراجعات مردم رسيدگى كند . عدهاى از اصحاب با مشاهدهء اين وضع به ابوذر گفتند : مىبينى كه حال رسول خدا چطور است ؟ و تو از مقرّبان آن حضرت صلى الله عليه و آله هستى . دوست داريم كه با او صبحت كنى تا بفهميم كه چرا ناراحت است ؟ ابوذر با آن حضرت صلى الله عليه و آله صحبت كرد و از او دربارهء ناراحتىاش سوال كرد .
آن حضرت صلى الله عليه و آله پاسخ داد : ناراحت خودم نيستم و از امتم جز خير و خوبى نديدهام و مريض هم نيستم ؛ اما به خاطر علاقهء شديدم به على بن ابيطالب و غيبت او ناراحت هستم . علاوه بر اينكه در اين مدت هيچ خبرى دربارهء او بر من نازل نشده است . ابوذر از رسول خدا صلى الله عليه و آله درخواست كرد تا به او اجازه دهد كه به دنبال على بن ابيطالب عليه السلام برود . آن حضرت صلى الله عليه و آله به او اجازه داد . ابوذر از مدينه خارج شد و به سوى مكه حركت كرد . مقدارى از راه را پيش رفته بود كه سوارهگانى را ديد كه پيش مىآيند . ناگهان متوجه شد كه يكى از آنها على بن ابيطالب عليه السلام است . به استقبال او رفت و او را در آغوش كشيد و صورتش را بوسيد و عرض كرد : پدر و مادرم به فدايت . آهستهتر بيا تا من به رسول خدا صلى الله عليه و آله بشارت بدهم كه آمدهاى ؛ زيرا آن حضرت صلى الله عليه و آله به خاطر تو در غم و اضطراب به سر مىبرد .
على عليه السلام با درخواست او موافقت كرد و ابوذر به سرعت به سمت مدينه حركت كرد . او سراسيمه بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد و عرض كرد : مژدگانى ، مژدگانى . . . پيامبر صلى الله عليه و آله از او پرسيد : ما را بر چه بشارت مىدهى ، اى ابوذر ؟ عرض كرد : به آمدن على بن ابيطالب . آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : مژدگانى تو اين است كه بهشت را براى تو تضمين مىكنم .