تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 710

مساهمون:

ص٧١٠
برداشته بود . ابوبكر از ذىالحُليفه محرم شد و تا العَرج را پيمود . « 1 » عياشى از على عليه السلام روايت كرده است : رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا فرا خواند و دستور داد كه بر ناقهء عضباء سوار شوم و خود را به ابوبكر برسانم و پيام را از او بگيرم و آن را بر مردم مكه بخوانم . « 2 » من حركت كردم و در الروحاء به او رسيدم . « 3 » اما واقدى روايت كرده است كه آن ناقه ، قصواء بوده است و ابوبكر تا العَرْج « 4 » پيش رفته بود . هنگام سحر در آنجا به سر مىبرد كه صداى ناقهء رسول خدا صلى الله عليه و آله را شنيد و پيش خود گفت : اين صداى ناقه رسول خدا ، قصواء است . وقتى كه پيش رفت ، على ابن ابيطالب عليه السلام را ديد كه بر آن نشسته و پيش مىآيد . « 5 » و از جابر بن عبدالله انصارى روايت كرده‌اند : همراه ابوبكر در العرج بوديم . او اذان صبح را گفت و آمادهء گفتن تكبيرةالاحرام بود كه صداى ناقه‌اى را از پشت سرش ( يعنى از جهت مدينه ) شنيد و گفت : اين صداى ناقهء رسول خدا صلى الله عليه و آله است . شايد كه آن حضرت صلى الله عليه و آله آمده باشد . خوب است صبر كنيم تا با او نماز بخوانيم . وقتى كه ناقه پيش آمد ، ديدند كه على عليه السلام بر آن سوار است . ابوبكر پرسيد : امير هستى يا رسول ؟ على عليه السلام جواب داد : رسول هستم . آن حضرت صلى الله عليه و آله مرا فرستاده است تا سورهء برائت را در مواقف حج براى مردم قرائت كنم . « 6 »
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1077 ؛ مسعودى ، مروج الذهب ، ج 2 ، ص 290 ؛ التنبيه و الأشراف ، ص 186 . در دو كتاب اخير آمده است كه او همراه مردم حج به جاى آورد و عدد آن را مشخص نكرده‌اند . اين مطلب را واقدى نقل كرده و سپس ابن اثير در الكامل فى التاريخ آن را آورده و گفته است : پنج شتر قربانى ، مال ابوبكر بوده است ، اما او گفته است : سپس ابوبكر به مدينه بازگشت ، ولى طبرسى چيزى در اين مورد ذكر نكرده است ! و مرحوم مجلسى در بحارالانوار ، ج 35 ، ص 309 آنچه را كه در الكامل بوده ، نقل كرده است و شواهد و قرائن مىگويد كه چنين حجى و چنين جمعى بوده است . زيرا بسيار بعيد است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله ابوبكر را به تنهايى براى چنين كارى فرستاده باشد ، چنان كه از ساير اخبار هم فهميده مىشود . و يا اينكه على عليه السلام را به تنهايى فرستاده باشد ، بدون آن كه كسى از مسلمانان در آن سال و بعد از فتح مكه ، حج به جاى آورده باشد . ( 2 ) . تفسير عياشى ، ج 27 ص 73 - 74 ، ح 4 . ( 3 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 282 ، و در مسند احمد آمده است : او سه شبانه‌روز با عضباء حركت كرد ، چنان كه در كشف الغمة ، ج 1 ، ص 300 آمده است . ( 4 ) . در تفسير فرات كوفى ، ص 158 ، ح 17 از امام صادق عليه السلام روايت شده است : ابوبكر به جحفه رسيده بود . و در ص 160 ، ح 27 از ابن عباس آمده است : به ذى الحليفة رسيده بود . و همچنين در دو خبر نقل شده از مسند احمد در الطرائف و از او در بحارالانوار ، ج 35 ، ص 305 به همين قول اخير اشاره شده است . ( 5 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1077 . ( 6 ) . الغدير ، ج 6 ، ص 344 به نقل از خصائص نسايى ، ص 92 به تحقيق علامهء امينى و از منابع ديگر .
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 710 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى