بنويسيد و پيش من بياوريد . پس پيش على بن ابىطالب عليه السلام رفتيم . و او قراردادى براى ما نوشت . از او خواستيم كه در اين قرارداد بنويسد كه ربا و زنا براى ما حلال باشد . على عليه السلام از نوشتن آن خوددارى كرد ! سپس پيش خالد بن سعيد بن عاص رفتيم و همين درخواست را كرديم . او قبول كرد . على عليه السلام به او فرمود : آيا مىدانى كه چه مىنويسى ؟ ! گفت : آنچه را كه بگويند مىنويسم و رسولالله صلى الله عليه و آله هر تصميمى كه بخواهد مىگيرد ! او نامه را براى ما نوشت و ما آن را نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله برديم . به شخصى فرمود : بخوان . او خواند تا به درخواست حليّت ربا رسيد . آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : انگشت مرا روى اين بند قرار بده . خوانندهء قرارداد ، انگشت آن حضرت صلى الله عليه و آله را روى اين بند قرار داد . آن حضرت صلى الله عليه و آله قرائت فرمود :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا » « 1 » ؛
اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، تقوا پيشه كنيد و آنچه از ربا كه باقى مانده است را كنار بگذاريد .
سپس آن بند را پاك كرد . ما هم چيزى نگفتيم . سپس به بند بعدى كه در مورد حليّت زنا بود ، رسيد .
رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : انگشت مرا روى اين بند قرار بده ، پس انگشتش را روى آن قرار داد . آن حضرت صلى الله عليه و آله قرائت فرمود :
« وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلًا » « 2 » ؛
به زنا نزديك نشويد كه فحشاء و راه بدى است .
سپس آن را پاك كرد . عبد ياليل به آن حضرت صلى الله عليه و آله عرض كرد : ما ناچار هستيم كه شراب بسازيم ، زيرا شراب عصارهء انگورهايمان است . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : همانا خداوند شرب را حرام كرده است و قرائت فرمود : « إنّما الخمرُ و الميسِرُ و الانصابُ و الازلامُ مِنْ عَمَلِ الشيطان » . آنگاه دستور داد كه آن نامه فسخ شود « 3 » و بنويسند :
« بسم الله الرحمن الرحيم ، اين نامهاى از محمد پيامبر خدا براى ثقيف ، آنها در ذمهء خدايى هستند كه
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) ، 278 .
( 2 ) . اسراء ( 17 ) ، 32 .
( 3 ) . اسدُ الغابه ، شرح حال تميم بن جراشه ؛ مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 967 .