تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧
مردم از گردنه گذشته‌اند و در جايى جمع شده‌اند ، اگر دوست داريد ، اسم‌هاى آنها را بفرماييد تا در كمترين مدت ، سرهايشان را براى شما بياورم ! اگر به رئيس خزرج ، سعد بن عباده دستور دهيد ، هر منافقى از اين عده كه در قبيله‌اش باشد ، به قتل خواهد رسانيد و همچنين به رؤساى هر يك از تيره و طوايف‌ها دستور دهيد تا منافقى را كه از ايشان بوده است را به قتل برسانند . . . مگر چنين افرادى رها كرده مىشوند اى رسول خدا ؟ ! تا كِى با آنها مدارا مىكنيم . امروز كه اسلام به قدرت و ثبات دست يافته است و احتياجى ندارد كه چيزى از اين‌ها را باقى بگذارد ! پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به اسيد فرمود : كراهت دارم كه مردم بگويند : هماناپس از پايان جنگ بين محمد و مشركين ، او دست به كشتار اصحاب خود زده است ! اسيد عرض كرد : اى رسول خدا ، اينها كه اصحاب شما نيستند . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : آيا شهادت نمىدهند كه لا إله الا اللّه ؟ عرض كرد : چرا ، ولى شهادت آنها قبول نيست ! فرمود : آيا در ظاهر نمىگويند كه من رسول خدا هستم ؟ عرض كرد : چرا ، ولى شهادت آنها قبول نيست ! فرمود : من از قتل آنها نهى شده‌ام . « 1 »

سوزاندن مسجد نفاق

ابن اسحاق مىنويسد : رسول خدا صلى الله عليه و آله پيش رفت تا در ذى أوان فرود آمد . از اينجا تا مدينه يك ساعت راه بود « 2 » . گفته مىشود : منافقانِ متخلف ، از مدينه بيرون آمدند تا از آن حضرت صلى الله عليه و آله و لشكريان اسلام استقبال كنند . رسول اكرم صلى الله عليه و آله به لشكريان دستور داد : با هيچ يك از متخلفان صحبت
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1042 - 1045 ؛ مسلم در صحيح ، كتاب المنافقين در شماره 11 ، و در ج 8 ، ص 123 بدان اشاره كرده است . و احمد در مُسند ، ج 5 ، ص 390 - 391 و 453 آن را نقل كرده و طبرانى ( متوفاى 360 ه . ق ) آن را در معجم الكبير ، ج 6 ، ص 195 و هيثمى در مجمع الزوائد ، ج 1 ، ص 110 آن را از او نقل كرده‌اند . بيهقى در دلائل النبوة ، ج 5 ص 256 با سند خود از عروة بن زبير نقل كرده است و از او در اعلام الورى ، ج 1 ص 245 - 246 و از او در بحارالانوار ، ج 21 ، ص 247 ، ح 25 نقل گرديده است . همچنين ابن اثير در الجامع ، ج 12 ، ص 199 و معتزلى در شرح نهج‌البلاغه ، ج 2 ، ص 103 از كتاب مفاخرات زبير بن به كار ، از حسن بن على عليه السلام در مجلس معاويه نقل كرده است كه فرمود : روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله را در گردنه نگه داشتند تا ناقهء آن حضرت صلى الله عليه و آله را رَم بدهند . آنها دوازده نفر بودند كه ابوسفيان يكى از آنان بود و از كتاب المحلى ، تأليف ابن حزم ( متوفاى 456 ه . ق ) ، ج 11 ، ص 255 حديث حذيفه را نقل كرده است كه در آن اسامى ابوبكر ، عمر ، عثمان و سعدبن ابى وقاص آمده است . سپس در صحت اين روايت تشكيك كرده است . ( 2 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 174 .