مىشود و مردم تا روز قيامت آن را قرائت مىكنند . « 1 » به خدا قسم كه در ميان بنىسلمه ، هيچ كس از تو ثروتمندتر نيست و با اين حال خارج نمىشوى و كسى را هم حمل نمىكنى ؟ !
او گفت : اى پسر ، مگر ديوانه شدهام كه در اين باد و هواى گرم و اين مسير طولانى به سوى رومىها خارج شوم ؟ ! به خدا كه از ترس رومىها در امان نيستم در حالى كه در منزل خود در خُربى باشم ! پسرم ، به خدا قسم كه من نسبت به حوادث روزگار آگاه هستم ! تو همراه آنان برو و در جنگ شركت كن !
پسرش گفت : نه به خدا قسم ، اين آگاهى و بصيرت نيست ، بلكه نفاق و دورويى است ! جدّ بن قيس ، كفش خود را بلند كرد و بر صورت پسرش عبداللَّه زد ! امّا عبداللَّه سكوت كرد و بدون هيچ اقدامى از آن جا رفت . « 2 »
در مقابل ، عدهاى بودند كه براى شركت در اين غزوه گريه مىكردند .
طبرسى از ابوحمزه ثمالى روايت مىكند : هفت نفر نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمدند و عرض كردند : اى رسول خدا ، ما مركب نداريم ، ما را هم با خود ببريد . سه نفر از آنها به نامهاى : عبدالرحمن بن كعب ، عتبة بن زيد و عمرو بن غنمة ، از بنىنجار بودند و چهار نفر به نامهاى : سالم بن عمير ، عبداللَّه بن معقل ، عبداللَّه بن عمرو بن عوف و هرم بن عبداللَّه از مدينه بودند . آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : مركبى ندارم كه شما را حمل كنم .
واقدى اضافه كرده است : آنان از فقراى انصار بودند . وقتى به دنبال پاسخ پيامبر صلى الله عليه و آله گريه كردند ، عباس بن عبدالمطلب دو نفر از آنها و عثمان بن عفان دو نفر ديگر و يامين بن كعب نضرى از بنى نضير سه نفر باقيمانده را با خود حمل كردند . « 3 »
و اينها همان كسانى هستند كه در سورهء توبه ، آيه 91 درباره آنان آمده است :
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 292 . او همان كسى است كه پس از بازگشت رسول خدا صلى الله عليه و آله از غزوه تبوك ، دربارهء او آيهء « وَ مِنْهُم مَنْ يَقُولُ ائذَنْ لى و لا تفتنّى » ، از سورهء توبه ، آيه 49 نازل شد . اين مطلب در تبيان ، ج 5 ، ص 232 و در مجمع البيان ، ج 5 ، ص 56 آمده است .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 992 - 993 .
( 3 ) . تبيان ، ج 5 ، ص 580 ؛ مجمع البيان ، ج 5 ، ص 91 ؛ مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 933 و به اين سبب آنها بكايين ( گريه كنندگان ) ناميده شدند .