در آينده به وقوع خواهد پيوست ( مرگ ) ، بسيار نزديك است و سبّ مومن ، باعث فسق است ، و جنگ با مؤمن باعث كفر است ، و خوردن گوشت مؤمن ( غيبت ) معصيت خداست ، و حرمت مال مؤمن ، همانند حرمت خون اوست ، و هر كس بر خدا توكّل كند ، خدا او را كفايت مىكند ، و هر كس صبر پيشه كند ، پيروز مىشود ، و هر كس ديگران را ببخشد ، خدا او را مىبخشد ، و هر كس خشم خود را فرو ببرد ، خدا به او پاداش مىدهد ، و هر كس بر مصيبت صبر كند ، خدا به او عوض مىدهد ، و هر كس به دنبال سخنچينى باشد ، خدا او را رسوا مىكند ، و هر كس روزهدارى كند ، خداوند به او پاداش مضاعف مىدهد ، و هر كس معصيت خدا را بكند ، خدا او را عذاب مىكند .
پروردگارا ، مرا و امت مرا ببخش و بيامرز ، پروردگارا ، مرا ببخش و بيامرز ، براى خودم و شما از خدا طلب آمرزش و مغفرت مىكنم » . « 1 »
گمراهان و هدايت يافتگان
واقدى مىنويسد : رسول خدا صلى الله عليه و آله جدّ بن قيس سُلّمي خزرجى را ديد و از او پرسيد : اى ابووهب ، آيا با ما در اين غزوه شركت نمىكنى ؟ ! عرض كرد : اى رسول خدا ، به خدا قسم ، تمام افراد قومم مىدانند كه من بيش از همه به زنان علاقمندم و در مقابل آنها ، از خود بىخود مىشوم ! من مىترسم كه اگر همراه شما بيايم و زنان رومى را ببينم ، نتوانم خودم را كنترل كنم ! پس مرا به فتنه ميندازيد و اجازه بفرماييد كه در مدينه بمانم !
اين در حالى است كه او به بعضى از افراد قومش ( بنى سلمة ) مىگفت : در اين گرماى شديد ، خارج نشويد ! آيا محمد گمان مىكند كه جنگ با رومىها همانند جنگ با ديگران است ؟ او هرگز از دستِ اينها ، سالم بر نمىگردد !
او با مادر معاذ بن جبل ازدواج كرده بود و از او فرزندى به نام عبداللَّه داشت . عبداللَّه فردى مؤمن و از بدريون بود . « 2 » او به پدرش گفت : پيش رسول خدا صلى الله عليه و آله مىروى و آنگونه سخن مىگويى ! آنگاه به قومت مىگويى كه در اين گرماى شديد خارج نشوند ؟ ! به خدا قسم كه دربارهء اين كارِ تو ، قرآن نازل
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1015 - 1017 .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 992 .