زن ، حفصه و عايشه هستند . و از عامه و خاصه روايت كرده كه منظور از « صالح المؤمنين » ، على بن ابى طالب است . « 1 »
و طبرسى آن دو را معين كرده و نوشته است : بخارى در صحيح خود از ابن عباس روايت كرده است : از عمر بن خطاب پرسيدم : اين دو زنى كه عليه رسول الله صلى الله عليه و آله به همديگر كمك كردند ، چه كسانى بودند ؟ گفت : حفصه و عايشه . « 2 »
سپس در آيات يازده و دوازده دو زن كافر را مثال مىزند كه همسر دو بندهء صالح ، يعنى نوح و لوط عليها السلام بودند . آن دو در غير امور زناشويى به شوهرانشان خيات كردند و در نتيجه ، چيزى آنها را از خدا بىنياز نكرد و بدانها گفته شد : همراه جهنميان وارد آتش شويد . سپس به دو زن مؤمن مثال زده است كه مريم دختر عمران و ديگرى همسر فرعون بود كه به خدا و بهشت و جهنم او ايمان داشت و در آخرين روزهاى حياتش ، ايمان خود را علنى كرد و از خدا درخواست كرد كه او را از دست فرعون و ساير ستمكاران نجات دهد .
طبرسى از مقاتل نقل مىكند : خداوند متعال به عايشه و حفصه مىگويد : همانند زنان نوح و لوط در انجام معصيت نباشيد ! « 3 »
شيخ طوسى نيز در تبيان از فّراء نقل كرده است : اين مثالى است كه خدا براى عايشه و حفصه زده و بيان كرده است كه جايگاه و منزلت آنان و خويشاوندى با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فايدهاى به حال ايشان نخواهد داشت ، در صورتى كه از خدا و رسولش اطاعت نكنند و دستوراتشان را اجرا ننمايند ، چنان كه اين خويشاوندى براى زن نوح و زن لوط فايدهاى نداشت و روانهء جهنم شدند .
هيأت أزد و اسلام آوردن آنها
در كنار خثعمىهاى يمنى ، طايفهاى از ازدىهاى يمنى ساكن بودند . آنها أزدِ شنؤة بودند كه منزلگاههايشان در بيشه و تربة و صراء قرار داشت . گويى كه حملهء مسلمان به خثعمىها و اعزام هيأت
هامش
( 1 ) . التبيان ، 7 ج 10 ، ص 47 - 48 .
( 2 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 474 .
( 3 ) . مجمعالبيان ، ج 10 ، ص 479 .